<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات سبک شناختی قرآن کریم</title>
    <link>https://style.quran.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات سبک شناختی قرآن کریم</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>کاربست روش تحلیل مضمون در تفسیر موضوعی &amp;shy;استخراجی قرآن کریم </title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_229287.html</link>
      <description>قرآن‌کریم دربردارنده دیدگاه‌های فراگیر و پرکاربرد است. دست‌یابی بدان‌ها با شناسایی و گِردآوری آیات هم‌سو با یک‌ موضوع، تحلیل، جمع‌بندی و گزارش‌ آن‌ها صورت می‌گیرد. این سبک‌ که از آن به &amp;amp;laquo;تفسیرموضوعی‌استخراجی&amp;amp;raquo; یاد می‌شود، با پشتیبانی روش &amp;amp;laquo;تحلیل‌مضمون&amp;amp;raquo; پی‌آیندهای ساختاریافته‌ و نظام‌مند را پدید می‌آورد؛ زیرا &amp;amp;laquo;تحلیل-مضمون&amp;amp;raquo;، افزاری برای شناخت، تحلیل و گزارش منظم‌ مفاهیم موجود در داده‌ها است. ازاین‌رو: تبیین چگونگی کاربست روش &amp;amp;laquo;تحلیل‌مضمون&amp;amp;raquo; در &amp;amp;laquo;تفسیرموضوعی‌استخراجی&amp;amp;raquo; بایسته است. نوشتار پیش‌رو با بهره‌گیری از روش تحلیل‌عقلی با روی‌کرد روش‌شناسانه و ابزارکتابخانه‌ی، در پی پاسخ بدین پرسش است که: کاربست روش &amp;amp;laquo;تحلیل-مضمون&amp;amp;raquo; در &amp;amp;laquo;تفسیرموضوعی استخراجی&amp;amp;raquo; چیست؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که: &amp;amp;laquo;تحلیل‌مضمون&amp;amp;raquo; کلان‌عنوانی است که در دامن آن دیدگاه‌ها، مکتب‌ها و روی‌کردهای پرشماری مطرح شده است. از میان نظرگاه‌ها، شیوه &amp;amp;laquo;استقرائی&amp;amp;raquo; و نگرة که &amp;amp;laquo;مضمون&amp;amp;raquo; را دارای &amp;amp;laquo;ماهیت‌تفسیری&amp;amp;raquo; و به مثابه &amp;amp;laquo;خروجی‌تحلیل&amp;amp;raquo; و به معنای &amp;amp;laquo;الگوی مبتنی برمعانی‌مشترک&amp;amp;raquo; می‌داند، با &amp;amp;laquo;تفسیرموضوعی‌استخراجی&amp;amp;raquo; سازواراست. برهمین‌اساس مکتب &amp;amp;laquo;بازتابی&amp;amp;raquo; برخلاف دو مکتب &amp;amp;laquo;کدگذاری‌پایا&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;کتابچه‌کد&amp;amp;raquo;، شایسته‌گی خدمت‌رسانی به این سبک ‌تفسیری را دارد؛ زیرا برنقش پژوهش‌گر تأکید ورزیده و &amp;amp;laquo;مضامین&amp;amp;raquo; را به‌صورت &amp;amp;laquo;استقرائی&amp;amp;raquo; از دلِ‌داده‌ها کشف و به عنوان &amp;amp;laquo;خروجی‌تحلیل&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;الگوهای مبتنی برمعانی‌مشترک&amp;amp;raquo; نمایش می‌دهد. مکتب &amp;amp;laquo;بازتابی&amp;amp;raquo; هم‌آهنگ با روی‌کرد &amp;amp;laquo;شبکه‌مضامین&amp;amp;raquo; فرایند &amp;amp;laquo;تحلیل‌مضمون&amp;amp;raquo; را در شش‌گام-آشنایی با داده‌ها، کدگذاری‌اولیه، شناخت مضامین (پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر)، ترسیم شبکه‌مضامین، تحلیل شبکه‌مضامین، نگارش گزارش تحقیق و توصیف الگوها- به ثمر می‌رساند که با مراحل اجرایی تفسیرموضوعی، برابری دارد. بنابراین: مکتب‌ &amp;amp;laquo;بازتابی&amp;amp;raquo; و روی‌کرد &amp;amp;laquo;شبکه‌مضامین&amp;amp;raquo; در &amp;amp;laquo;تفسیرموضوعی‌استخراجی&amp;amp;raquo; قابل استخدام است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعبیر از معقول به محسوس در سورۀ بقره (استعارۀ تصریحیه، مصادیق و دلالت&amp;shy;های معنایی)</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_178954.html</link>
      <description>قرآن کریم آخرین کتاب آسمانی و معجزه مکتوب دین مبین اسلام به زبان عربی از سبک منحصر به فردی برخوردار است. علوم زبان‌شناختی و از جمله علم بیان از قرون اولیه اسلام تا کنون با تعبیراتی متفاوت همواره در تلاش برای گشودن لایه‌های پنهان این آخرین معجزه جاوید تاریخ بوده و توانسته است به لایه‌هایی از این دریای بیکران معانی غور کند. استعاره به عنوان یکی از ارکان چهار‌گانه علم بیان سهمی اصیل در این وادی بردوش داشته است. در این نوشتار سعی بر این است که دلالت‌های معنایی و مفاهیم آیاتی از قرآن کریم در سوره بقره، را باز نماید که دارای استعاره تصریحیه و دارای مضامین عقلی است لکن در قالب تعابیر حسی بیان شده است. تعیین ژرف‌ساخت (ساختار زیرین) یک عبارت معنادار به وسیلۀ روساخت آن برای دستیابی به معنای اصلی، با تکیه بر قرینه‌های موجود در استعارۀ مصرّحه و با مشخص شدن محذوفات در استعاره‌ها امکان‌پذیر می‌نماید. در این رویکرد تلاش می‌شود در حد میسور با تحلیل منطقی و درست نکته‌ها و ظرائف استعاره، ضمن درک زیبایی شناختی آیات مرتبط، به مفاهیم عمیق، درست، رسا و قابل فهم دست یافت. به این منظور عبارات قرآنی حاوی این آرایۀ بیانی و بلاغی به روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی واقع شده است. بدین صورت که بعد از گزینش آیه مورد نظر عبارت دارای استعاره مصرحه به صورت تشبیه درآمده و وجوه شباهت ارکان آن به تفصیل بیان و در نهایت منظور و مفهوم برخاسته از عبارت استعاره در حد میسور بیان شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعجاز تصویرپردازی هنری قرآن در برخی از آیات سوره بقره</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_176068.html</link>
      <description>قرآن کریم به عنوان کتابی زنده،گویا و جامع همواره مورد حیرت مخاطبان خود چه فردی مسلمان ویا غیرمسلمان در تمام اعصار بوده است. یکی از عناصر شگفتی آن با عنوان تصویرپردازی هنری در دوران معاصر، مفسران را واداشته است که به این وجه از ویژگی های اعجاز بیانی قرآن بپردازند. تصویرپردازی هنری به عنوان ابزاری ارجح و خاص در سبک قرآن است؛ چراکه این ابزار هوشمندانه، معنای ذهنی و حالت روانی را به تصویر می‌کشد و در مورد واقعه محسوس و صحنه مشهود، ذهن را‌ به حرکت و پویایی وا می‌دارد. این تصویرسازی، تصویری حرکتی و تخیلی است. همچنین تصویری از لحن است که جای رنگ را در نمایش می‌گیرد و با توصیف گفتگو، صدای کلمات، لحن عبارات و موسیقی متن، اغلب در برجسته کردن هر یک از تصاویر هنری در ذهن، چشم و گوش آدمی، حس تخیل، فکر و وجدان را همراه می‌سازد. در تمام این تصویر پردازی‌های هنری قرآن کریم احساسات و عواطف آدمی با تاثیرپذیری در روح و اندیشه عقل بشری همراه میشود. در این نگارش، نویسنده برآن است که به جنبه هایی از تصویر پردازی های صورت گرفته در برخی از آیات سوره مبارکه بقره به صورت توصیفی-تحلیلی بپردازد</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل زبان قصص قرآن در پاسخ به پرسش‌های عصری از دیدگاه علامه فضل‌الله با تأکید بر مسائل زنان</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_228947.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف واکاوی کارکرد زبان قصص قرآن در پاسخ به مسائل نوپدید هویتی زنان مسلمان، بر مبنای دیدگاه‌های تفسیری علامه سید محمدحسین فضل‌الله و با تأکید بر روش تحلیل محتوای کیفی انجام گرفته است. در این چارچوب، زبان قصص قرآن نه صرفاً ابزاری تاریخی یا نمادین، بلکه زبانی واقع‌گرا، هدایت‌گر و معناگرا تلقی شده که توان پاسخ‌گویی به پرسش‌های معاصر را داراست. یافته‌ها نشان می‌دهند که فضل‌الله با بهره‌گیری از مبانی نظری تفسیر قصص قرآن که شامل نگاه به قصه به‌مثابه زبان هدایت، تأکید بر گفت‌وگوی داستانی به‌عنوان ابزار ادراک تربیتی، تمرکز بر پیام‌های اخلاقی و اجتماعی و در نهایت، بازخوانی جایگاه زن با رویکردی عقلانی، انسانی و برابر است. وی با رویکردی میان‌رشته‌ای و تکیه بر زبان ظاهر و عقل‌گرایی، قصص قرآنی با محوریت شخصیت‌های زن را به الگوهایی از عقلانیت، ایمان و عاملیت اجتماعی تبدیل کرده است. از رهگذر تحلیل شخصیت‌هایی چون آسیه، ملکه سبا، مادر حضرت موسی و همسران پیامبران، تبیینی نوین از جایگاه زن در نظام هدایتی قرآن ارائه می‌شود که در تقابل با دیدگاه‌های جنسیت‌محور سنتی، زمینه‌ساز بازتعریف هویت زن مسلمان و ارتقاء مسئولیت‌پذیری فردی و مشارکت اجتماعی او در بستر جامعه دینی است. نتیجه تحقیق بیانگر آن است که رویکرد واقع‌گرایانه علامه فضل‌الله، تلفیقی از روش تفسیری سنتی و رهیافت‌های نوین زبان‌شناختی است که قصص قرآنی را به زبانی زنده برای بازاندیشی در مسئله زن در عصر حاضر تبدیل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیرات &amp;laquo; کشاف &amp;raquo; زمخشری &amp;rlm; در ارائه معنای ضمنی &amp;rlm; فاصله های قرآنی &amp;rlm;</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_228949.html</link>
      <description>در پس معنای لغوی و ظاهری کلمات، معنای ضمنی و درونی وجود دارد که در درون کلمات نهفته است و باتاثیر عوامل مختلف زبانی ( صوتی، صرفی، نحوی، بلاغی ،...) و غیر زبانی ( اجتماعی ، دینی، مکانی ، زمانی ،...) بر عواطف و احساسات درونی افراد آشکار می گردد. با توجه به اختلاف افراد در فهم و درک آن، معانی ضمنی متفاوتی برای یک کلمه پدیدار می شود و در این میان فاصله ها در قرآن به عنوان عامل صوتی با تطابق میان اصوات و معانی و با گذر از معنای ظاهری در زایش این معانی جدید (ضمنی) اثرگذارند؛ این مقاله قصد دارد با روش توصیفی - تحلیلی به توصیف چگونگی تناسب میان فاصله های چند آیه و معانی ضمنی موجود در آنها بپردازد و لایه های معنایی که در پس معانی ظاهری آن موجود است را از دیدگاه زمخشری در تفسیر " کشاف " مورد تحلیل قرار دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش سیاق در اغراض صیغه امر در آیات قرآن کریم</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_178770.html</link>
      <description>سیاق از مهم‌ترین قرینه‌هایی است که در فهم مراد و مدلول آیات قرآن کریم مؤثر است. در حقیقت سیاق استمداد از خود آیات قرآن کریم در فهم مراد کلام الهی است. از جمله فواید سیاق، پی ‌بردن به اغراض و مقاصد جملات انشایی و خبری آیات قرآن است. یکی از اقسام انشای طلبی، صیغه‌ی امر است که در کتاب‌های بلاغت به تفصیل درباره اغراض آن سخن به میان آمده است. علمای بلاغت سیاق را از میان قرائن کلام، به عنوان مهم‌ترین راه تشخیص اغراض اصلی و ثانوی جملات امری قرآن، معرفی کرده‌اند، اما خود کمتر در کتاب‌های بلاغت به نقش سیاق و شیوه‌ی دلالت آن پرداخته‌اند؛ به همین دلیل، هدف از این پژوهش، تبیین نقش سیاق در اغراض جملات امری با روش توصیفی-تحلیلی می‌باشد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که تأثیر سیاق جملات در فهم اغراض آیات امر از فراوانی بیشتری برخوردار است و پس از آن، نقش سیاق آیات در مقام دوم قرار می‌گیرد؛ این در حالی است که نقش سیاق الفاظ، بسیار اندک است و درباره‌ی نقش سیاق سوره‌ها نیز مورد قابل ذکری یافت نگردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کارکرد های زبانی سوره نوح براساس نظریه ارتباطی یاکوبسن</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_208493.html</link>
      <description>سوره نوح یکی از غنی ترین سوره های قرآن است و محور اصلی آن، ارتباط حضرت نوح با قوم خود و سخنان رد و بدل شده بین آن ها است. خداوند، حضرت نوح و دیگر پیامبران خود را کاملا به قدرت ارتباط کلامی آگاه کرد تا با مردم به بهترین شیوه صحبت کنند. لذا بررسی و تحلیل الگوی ارتباطی و نقش های زبانی موجود در این سوره، از اهمیت خاصی برخوردار است. امروزه اندیشمندانی مثل رومن یاکوبسن به بررسی ساختمان ارتباط کلامی پرداخته اند. پژوهش حاضر درصدد نشان دادن الگوی ارتباط کلامی و کارکردهای زبانی در سوره ی نوح است. روش استفاده شده در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی براساس نظریه ارتباطی یاکوبسن است. نتایج به دست آمده بیانگر این است که سوره ی نوح با اینکه سوره ای کوتاه است، اما از همه ی کارکردهای زبانی برخوردار است و حتی گاهی این کارکردها باهم تداخل پیدا می کنند. میزان استفاده از کارکرد ارجاعی و عاطفی و سپس کارکرد ترغیبی بر بقیه کارکردها غلبه دارد و میزان استفاده از کارکرد فرازبانی نسبت به بقیه کارکردها کم رنگ تر است. علت غلبه ی کارکرد ارجاعی و سپس عاطفی و ترغیبی، نشانگر اهمیت ارجاع ذهن گیرنده به موضوعات مختلف و امر تشویق است. حضرت نوح با فنون اقناع و ترغیب، مردم را به راه راست دعوت کرد و در کلام خود، ادب را که لازمه ترغیب مخاطب است، رعایت می کرد. به ندرت حضرت نوح، با نشانه با مخاطب صحبت می کند تا هرکس به اندازه ی فهم خودش از کلام او بهره ببرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ساختار شناسی زبانی استراتژی همبستگی گفتمان در قرآن کریم</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_178787.html</link>
      <description>بررسی گفتمان و راهبردهای آن یکی از گرایش‌های نوین در زبان شناسی معاصر است و مقصود از راهبرد گفتمان، روش خاصی است که گفتمان با در نظر گرفتن قراین و سیاق، به عنوان راهی برای رسیدن به هدف و کارکردهای خود در نظر می‌گیرد. در زبان-شناسی معاصر راهبردهای گفتمانی متعددی را برشمرده‌اند که از جمله راهبردهای همبستگی، دستوری، اقناعی و کنایه‌ای را می-توان نام برد. یکی از اصول مهم سودمندی گفتمان، ادبیات گفت و گو است که قرآن کریم بدان سفارش نموده است. پیروی کلام از آداب و به کارگیری قول لیّن زمینه اثرگذاری کلام را در مخاطب دوچندان می‌کند و گوینده(مرسِل) با به کارگیری ساخت زبانی مناسب حس همبستگی را به مخاطب(مرسل إلیه) انتقال می‌دهد. لذا به این نوع گفت و گویی که در آن گوینده در راستای اثر گذاری بر مخاطب محبت خود را ابراز می‌کند راهبرد همبستگی گفتمان اطلاق می‌شود. قرآن کریم این نوع گفتمان را به عنوان استراتژی مؤثر در دعوت به راه حق به کار برده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی در تلاش است به واکاوی ساختار زبانی این استراتژی و به کشف و برجسته سازی ابزارهای زبانی که منجر به این نوع گفتمان می‌شود بپردازد. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که ساخت‌های زبانی برجسته سازی، حسن اسناد، واژه‌گزینی در قالب عنوان خطاب، کاربست خود انکاری و خود سرزنشی و ساختار تصغیر، از مهمترین مؤلفه‌های تشکیل گفتمان همبستگی در قرآن کریم می‌باشد و این نوع گفتمان در اغلب موارد در زمینه ترغیب و دعوت به سوی خداوند به کار رفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تقدّم‌ و تأخّر عطف مفرد بر مفرد در قرآن کریم</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_210371.html</link>
      <description>در قرآن کریم واژه‌هایی هستند که در آیه یا آیاتی مقدّم، و در مواردی دیگر مؤخّر گشته‌اند. این موضوع به‌گونه‌ای فنّی و ماهرانه صورت گرفته که گاهی کار را بر حافظان کلام وحی مشتبه می‌گرداند. به همین جهت تلاش می‌شود که مواردی از تقدم ‌و تأخر عطف مفرد بر مفرد در قرآن مشخّص گردد و با استمداد از ابزارها و روش‌های شناخته‌شده در میراث کهن اسلامی، و نظریات مدوّن در آثار برجای‌مانده از گذشتگان، زیبایی‌های بلاغی و نحوی و ادبی آن واکاوی ‌شود؛ زیرا قرآن یک شاهکار ادبی است و یکی از راه‌های شناخت و تفسیر صحیح این متن مقدس، نگرش ادبی و توجه به ویژگی‌های سبک شناختی آن است. در این پژوهش تلاش می‌شود با استفاده از روش توصیفی و شیوة تحلیل محتوا به بیان دلایل نحوی و بلاغی موارد تقدم‌ و تأخر پدیده عطف مفرد بر مفرد در قرآن کریم پرداخته شود. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تقدم واژگان در عطف مفرد بر مفرد دلایل مختلفی دارد از جمله: تقدم واژه بخاطر تقدّم زمانی آن، تقدم واژه بخاطر شرافت ومکانت آن، تقدم واژه بخاطر رفع ابهام ودفع توهم از آن و تقدم واژه بخاطر خلقت شگفت انگیز و نیروی جسمانی زائد الوصف آن.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چیستی طرح‌واره‌های تصوری در آیات اسنادی فتنه در قرآن کریم</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_178788.html</link>
      <description>معناشناسی واژگان قرآن کریم، از روش‌های نوین پژوهش در قرآن کریم است. بر این اساس دست‌یابی به معنای دقیق و درست واژگان قرآنی، اساس تفسیر است که کمال آن با تحلیل معنای واژگان در سیاق آیات و دستیابی به شبکه معنایی واژگان قرآن صورت می‌پذیرد؛ از سویی دیگر کارکرد اسنادی واژگان قرآنی، نقش به‌سزایی در فهم و تفسیر آیات قرآنی دارد؛ یکی از واژگان پرکاربرد در قرآن کریم، واژه &amp;amp;laquo;فتنه&amp;amp;raquo; است؛ این واژه با مشتقاتش شصت مرتبه در کارکردهای اسنادی متفاوت در کلام الهی به‌کار رفته است و این تکرار نشان‌دهندۀ اهمیت این واژه است. این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی کارکردهای اسنادی آیات فتنه و چیستی طرحواره های تصوری موجود در آن می پردازد. نتایج این جستار بیانگر آن است که ماده فتنه در کاربردهای قرآنی غالباً در شکل متکلم وحده از فعل ماضی و سپس در قالب دیگر اشتقاقات به‌کار رفته است.و همچنین نشانگر آن است که به ترتیب طرحواره حرکتی بیشترین میزان فراوانی را به خود اختصاص داده است و سپس طرحواره ظرف بودگی ، نیرو - قدرتی، تماس و شئ، بیشترین میزان فراوانی را به خود اختصاص داده‌اند، اما طرحوارة حمایت و مرکز - حاشیه ،تنها در یک آیه به چشم می خورد.نیزطرحوارة حرکتی بیشتر در موارد هجرت و پیکار با کفار به چشم می خورد که جهت حفظ ایمان،توصیه به حرکت شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معناشناسی واژۀ &amp;laquo;ظهور&amp;raquo; بر پایۀ روابط همنشینی و جا&amp;rlm;نشینی</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_178792.html</link>
      <description>معناشناسی واژگان به عنوان یکی از مقدمات فهم آیات از رویکرد&amp;amp;rlm;های جدید در پژوهش&amp;amp;rlm;های قرآنی به‌ شمار می‌آید. با توجه به اینکه در معناشناسی، بررسی مفهومی یک واژه مرتبط با دیگر واژگان پیرامونی است، این نوشتار حاضر در پی آن است که نخست به بررسی ریشه های مصدری واژه &amp;amp;laquo;ظهور&amp;amp;raquo; در لغت و کاربردهای آن در قرآن بپردازد. پس از آن، مفاهیم همنشین و جانشین آن، مورد مطالعه قرار خواهد گرفت تا با بررسی و تحلیل همنشین&amp;amp;rlm; ها و جا&amp;amp;rlm;نشین&amp;amp;rlm; های واژۀ &amp;amp;laquo;ظهور&amp;amp;raquo; با محوریت مؤلفه&amp;amp;rlm; های معنایی &amp;amp;laquo;ظهور&amp;amp;raquo; بدست آید. با مطالعۀ منابع معتبر لغت‌ شناسی &amp;amp;laquo;آشکارشدن&amp;amp;raquo; اصلی&amp;amp;rlm;ترین مؤلفۀ معنایی ظهور، محسوب می‌شود در حالی‌ که با رویکرد معناشناسانه عالی &amp;amp;rlm;ترین وجه معنایی این واژه آن جایی است که در قالب اسمی به خداوند نسبت داده شود یا در قالب فعلی به افعال الهی معطوف باشد. لازم به ذکر است نوشتار حاضر با استفاده از منابع کتابخانه &amp;amp;rlm;ای و روش توصیفی_تحلیلی به رشته تحریر درآمده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نشانه شناسی آواها در دستیابی به فهم ساحت های مدلولی واژگان قرآن</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_178795.html</link>
      <description>هر واژه متشکل از تعدادی آواست که دلالت بر معنایی خاص دارند. با توجه به مقام وضع، این آواها متناسب با معانی می باشند که با تحلیل آن ها به عنوان نشانه های مفهومی می توان به مدلول حقیقی واژه دست یافت. این امر را می توان دانش معناشناسی آوایی نامید. در معناشناسی آوایی آواها نشانه های بی مفهوم نیستند بلکه دال هایی برای دست یابی به مراد مخاطب و مفهوم کلام می باشند. این ویژگی در قرآن کریم نیز مورد توجه می باشد و با تحلیل نشانه های آوایی می توان پی به مدلول گزاره ها برد. این امر ممکن است گاهی سبب دست یابی به مدلول حقیقی و گاهی زایش معنایی جدید گردد. فهم این امور از طریق هم خوان ها، نام آواها، اشتقاق و شناخت ساختار شکنی آوایی در قرآن میسر می باشد.این پژوهش با عنوان نشانه شناسی آواها در دستیابی به فهم ساحت های مدلولی واژگان قرآن در پی آن است تا با روش تحلیلی و کتابخانه ای به تبیین روش دست یابی به فهم گزاره های قرآنی از طریق نشانه شناسی آواها پرداخته و روش تفسیر آوایی را به صورت ضابطه مند بیان کند. روشن است که مهمترین دستاورد این پژوهش کشف روشی جدید برای فهم بهتر ساحت های مدلولی، مراد و مقصود واژگان در قرآن می باشد</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تفسیری تطبیقی عدم سجده ابلیس با محوریت آیه34 سورۀ بقره در تفسیر تسنیم و تبیان</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_178768.html</link>
      <description>آنچه از ظواهر قرآن کریم و روآیات استنباط می شود همه ملائکه دستور سجده برآدم را اطاعت نموده و بلافاصله در برابر مسجود خویش سجده نموده لیکن ابلیس از این امر تخلف نموده و از جمله کافران شمرده می شود. حال با توجه به استثنائی که در این امر الهی مشاهده می شود، آیا ابلیس از آغاز از جمله ملائکه بوده ، مأمور به سجده گشت و تخلف نمود و لذا استثناء به صورت متصل دانسته می شود یا این که این استثناء منقطع بوده و ابلیس را شامل نمی شود؟ هرچند وقتی همه ملائکه مأمور به سجده می شوند امر شامل مادون آنها هم شده ابلیس را در بر می گیرد. نظر به اینکه آیا متصل، یا منقطع بودن استثناء می تواند درماهیت جن یا ملک بودن ابلیس اثر داشته باشد یا خیر از سوی مفسران مباحث متعددی مطرح گشت. در این پژوهش تلاش گشت تا به دو دیدگاه صاحب تفسیر تبیان و تسنیم اشاره گردد. یافته های تحقیق برآن است که تبیان، ابلیس را از جنس ملک دانسته و تسنیم آن را از جنس جن می شمارد اما از منظر این پژوهش هرچند براساس نصّ قرآن کریم ابلیس از جنس جن شمرده می شود لیکن با توجه به اباء و استکباری که ورزید جزء کافران قرارگرفت نه آنکه از آغاز جزء کافران بوده باشد. این پژوهش تلاش نموده تا به روش تحلیلی، انتقادی این دو دیدگاه را ارزیابی نماید و معتقد است هر کدام از این دو دیدگاه می تواند از جهتی درست و لیکن کامل نباشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعۀ تفسیری واژگان &amp;laquo;صلح&amp;raquo; و&amp;laquo;سَلم&amp;raquo; در قرآن کریم با محوریت آیۀ 128 نساء و تکیه بر نقد تفاسیر</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_210854.html</link>
      <description>جایگاه هر واژه در قرآن، بر اساس هدفی مشخص و منحصر به خود در بافت و سیاقی معنادار تعریف شده است و هیچ دو واژه‌ایی در قرآن مترادف و هم معنا نیستند و نمی‌توان در تفسیر و ترجمه، دو واژه را در یک معنا و مفهوم به‌کار گرفت. واژه&amp;amp;laquo;صلح&amp;amp;raquo; در هشت آیه‌ و واژه &amp;amp;laquo;سَلم&amp;amp;raquo;در هفت آیه در زمینه بروز اختلافات و منازعات خانوادگی و اجتماعی در قرآن ذکر شده است. مفسران فریقین مراد خدای تعالی از &amp;amp;laquo;سَلم&amp;amp;raquo; را در آیات هفتگانه مسالمت، سازش و آرامش دانسته‌اند. واژه‌ی صلح نیز در هفت آیه، در معنای احقاق حقوق تضییع شده مظلوم و باز ستادن آنها از ظالم تفسیر شده است. اما در یک مورد؛ یعنی آیه 128نساء با موضوع زن و خوف نشوز و اعراض کامل شوهر از او در حوزه نزاع خانوادگی و در مواضع بحرانی؛ صلح را مترادف &amp;amp;laquo;سلم&amp;amp;raquo;در معنای عفو و چشم‌پوشی از حقوق خود و بخشیدن دیگر حقوق خود به شوهر یا همان مسالمت و سازش از روی ضعف و ذلت دانسته‌اند. این پژوهش با رویکردی انتقادی و درنگ در آیات متحدالموضوع با ارائه انتقادات و پرسش‌هایی، تفسیر مشهور را به چالش کشانده و با ارائه دلیل اثبات می‌نماید که مراد از صلح در آیه مذکور نیز مانند هفت آیه دیگر، همان استیفای حقوق و بازگرداندن حقوق تضییع شده‌ی زن از ناحیه شوهر است و نمی‌توان در یک آیه صلح را از معنای حقیقی خود و سازگار با سیاق و دیگر آیات خارج نموده و آن‌را در معنای &amp;amp;laquo;سَلم&amp;amp;raquo; اخذ نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازسامانی گونه‌های حذف و تحلیل آماری و آوایی آن در فواصل قرآن</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_183297.html</link>
      <description>یکی از مباحث مطرح در بحث فواصل، تغییرات ساختاری یا به عبارت دیگر، ساختارشکنی فواصل است. این تغییرات ساختاری علاوه بر جنبۀ دلالی و محتوایی، بر موسیقی آیات و سور قرآن نیز تاثیر می‌گذارد. یکی از انواع هنجارگریزی در فواصل، اسلوب حذف است. جستار حاضر بر آن است تا با بررسی گونه‌های حذف نظم جدیدی را ارائه کند و در ادامه جایگاه هم‌آهنگی میان فواصل را با تکیه بر مشخصات ویژگی های نظام واجی زبان عربی به روش توصیفی-تحلیلی و آماری تبیین کند. بررسی‌ها نشان داد که اسلوب حذف در فواصل آیات سیزده گونه است که عبارتند از: حذف &amp;amp;laquo;مفعول‌به&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فاعل&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;جواب شرط&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اسم مخصوص به مدح&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اسم مخصوص به ذم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مضاف الیه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;جواب قسم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;متعلق افعل تفضیل&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;خبر&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تمییز&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;صفت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;یاء منقوص معرفه&amp;amp;raquo;و &amp;amp;laquo;یاء فعل غیر مجزوم&amp;amp;raquo;. طبقۀ طبیعی رساها بیشترین بسامد را در هجای پایانی آیات قرآن دارد. در فواصلی که حذف رخ داده، همخوان /n/ بیشترین فراوانی را داشته و این نشان دهندۀ اهمیت رعایت فواصل در آیات قرآن است. واج‌هایی که بیشترین فراوانی را در فواصل آیات دارند در طبقات خیشومی، تکریری و انفجاری قرار می‌گیرند؛ لذا این الگوی آوایی باعث رسایی، روانی و زیبایی لحن و صوت قرآن در فواصل شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عوامل انسجام و پیوستگی در سوره&amp;shy;&amp;shy;ی نبأ براساس  نظریه&amp;shy;ی دوبوگراند و وحدت اندام وار</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_202317.html</link>
      <description>در سوره‌ی نبأ خداوند متعال به وصف حال گناهکاران و نیکوکاران پرداخته است. با توجه به اینکه در این سوره حوادث و رویدادها در ارتباط با یکدیگر آمدهاند، ارتباط بین اجزای متن که از طریق عوامل روساختی انسجام و زیرساختی پیوستگی قابل دریافت است می‌تواند به نوعی بیانگر سبک متن در شیوه کاربرد این عوامل انسجامی باشد و قرآن به شکل عام و سوره نبأ به شکل خاص می‌تواند چگونگی این سبک‌شناسی در عوامل را تبیین و تقویت نماید و به نوعی وحدت‌انوار متن را اظهار نماید. جستار حاضر با رهیافتی توصیفی- تحلیلی و براساس عوامل هفتگانه نظریه‌ی "دوبوگراند" و عوامل وحدت اندام وار به بررسی سبک متنی در سوره‌ی مذکور پرداخته است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که عوامل پیوستگی و انسجام در این سوره در خدمت بیان موضوع سوره؛ یعنی وصف حال نیکوکاران و گناهکاران قرار گرفته‌ است. بدین صورت که مجموعه عوامل پیوستگی؛ از جمله حذف، وصل و ارجاع سبب شده که میان دو صحنه مذکور ارتباط معنایی برقرار شود و با توجه به صفات و تعاریف در این سوره میتوان چنین گفت که رویدادها در آن به ماهیتی مشخص برمی‌گردند که از میان آنها ارجاع به روز محشر نسبت به دیگر موارد بیشتر است. همه عوامل انسجام به دو زمان یا دو مکان یا دو موصوف برمیگردند که این امر بیانگر انسجام و وحدت انداموار میان وقایع و رخدادها در این سوره است. از سویی دیگر؛ وجود انواع روابط معنایی سبب شده که خواننده با درک آنها، ارتباط منسجمی میان پرسش و پاسخهای سوره مذکور بیابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه انسجام آوایی در سور حوامیم ، با سنجش همگونی انواع سجع</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_183732.html</link>
      <description>انسجام متون در حوزه زبانشناسی، مرهون عناصر متعددی است کهبارزترین آن عناصر موسیقایی است . تناسق متن نیز تا حدود زیادی به عنصر سجع وابسته است و سهولت انتقال معانی متن و مانایی آن در ذهن مخاطب، پیوندی معنادار با انسجام آن در سطوح مختلف آوایی، واژگانی، دستوری و معنایی دارد. از طرفی قرآن کریم با بهره‌گیری اعلای خود از عناصر انسجام‌بخش، به معماری عمارت سخن پرداخته و بیشترین شایستگی را برای مطالعه و تحلیل دارد. در این میان سور حوامیم به دلیل حروف مقطعه مشابه، قرابت معنایی مضامین و پیوستگی نزول، مطمح‌نظر در عرصه پژوهش خواهد بود. مقاله حاضر در صدد بررسی آن است که آیا در سورحوامیم با فواتح مشابه، بافت موسیقایی مشخص و مشابهی نیز وجود دارد؟ انسجام آوایی در این سور از حیث کاربست سجع یا همان فاصله، چگونه است؟ در این مقاله که با روش توصیفی-تحلیلی نگاشته شده، مشخص شد که در سور حوامیم با مصدّر مشابه و مضامین متناظر، فراوانی استفاده از سجع‌های سه‌گانه دارای درصدی مشابه و متقارن است؛ به‌گونه‌ای که اولا فراوانی استفاده از هر کدام آن سجع‌ها، در هفت سوره، درصدی متقارب است؛ به‌گونه‌ای که سجع مطرف دارای بیشترین بسامد، پس از آن سجع متوازی و سپس سجع متوازن بالاترین درصد فراوانی را به خود اختصاص داده‌اند. ثانیا نسبت درصد فراوانی انواع این فواصل، در هر کدام از این سور، توازن و توزیعی مشابه دارد؛ بافت آوایی در سور حوامیم به لحاظ کاربست سجع، دارای بافتی همگن بوده موسیقی متن، بویژه استفاده از سجع، به خوبی در خدمت معنا قرار گرفته.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی هیجان در کنش های عاطفی سرل در قرآن کریم بر اساس نظریه پلاچیک (مطالعه موردی:جزء 26 الی 28)</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_229300.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی کنش‌های عاطفی در آیات قرآن کریم با تمرکز بر پیوند آن‌ها با هیجان‌های انسانی می‌پردازد. با تکیه بر چارچوب نظری کنش‌های گفتاری و چرخه هیجانات پلاچیک، تلاش شده است تا از طریق تحلیل آیات منتخب(جزء بیست و ششم تا بیست و هشتم قرآن کریم)، نحوه بازنمایی هیجاناتی همچون تحسر، پشیمانی، ستایش، شرم، بیزاری و دوستی در قرآن بررسی شود. کنش‌های عاطفی مانند نکوهش، جلب توجه، ستایش، نفرین و تحسر، هرکدام با هدف گفتمانی خاصی در آیات به کار رفته‌اند که از جمله می‌توان به هشدار، عبرت‌آموزی، تایید هنجارهای دینی و ایجاد انگیزه و امید اشاره کرد. این مطالعه با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر تحلیل کیفی و کمّی، به شناسایی انواع کنش‌های گفتاری عاطفی و هیجان‌های مرتبط با آن‌ها در آیات مورد نظر پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که کنش ملامت بیشترین بسامد را دارد و هیجان‌هایی با بار عاطفی منفی مانند شرم، بیزاری و هشدار غالب هستند، در حالی که هیجان‌های مثبت نظیر شادی و امیدواری به مهربانی الهی اشاره دارند. همبستگی دوسویه‌ای بین کنش‌های عاطفی(مانند ملامت و جلب توجه) و هیجان‌های مرتبط(مانند شرم و بیزاری) مشاهده شد. کنش‌های عاطفی موجود در پژوهش با هیجان‌هایی با شدت‌های متفاوت همراه هستند، همچنین شدت هیجان در آیات قرآنی با نوع کنش عاطفی رابطه نزدیکی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ساختار هندسه ادبی سوره انسان (آیات 1 تا 10) با نگاه ویژه به تفسیر المیزان</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_185266.html</link>
      <description>"سوره انسان" یکی از سوره‌هایی هست که مباحث مختلف ادبی در آن استعمال گردیده و شایسته بررسی از منظر ساختار هندسی ادبی است. نظریه "ساختارشناسی هندسی سوره&amp;amp;rlm;های قرآن" در سال&amp;amp;rlm;های اخیر موردتوجه قرآن&amp;amp;rlm;پژوهان قرار گرفته است. ایشان از منظر جدیدی نگریسته و اعلام نمودند که هر سوره دارای یک جامعیت واحد است که در انسجام آیات نقش دارد و در پرتو قرآن می‌توان به مقاصد و جزئیات سوره دست‌یافت. "اعجاز بیانی" از جمله فواید وحدت موضوعی است. هر سوره دارای هندسه‌های مختلفی است و این هندسه‌ها بیش از یک موضوع را در خود جا داده‌اند. "ساختار هندسی ادبی قرآن" دستیابی به تفسیری جامع و هدفمند باتکیه‌بر علوم ادبی است. در این روش، قرآن کریم متنی ادبی، تلقی می‌گردد و مفسر می‌کوشد با بررسی و تحلیل ادبی با رویکردی کل‌نگر، درک کامل و جامع به دست آورد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی، با بهره‌گیری از علوم ادبی مانند: واژه‌‌شناسی، نحوی و بلاغی، و بهره‌مندی از تفاسیر ادبی به‌ویژه تفسیر المیزان، به بررسی ساختار هندسه ادبی سوره انسان (آیات 1 تا 10) می‌پردازد، و درصدد کشف غرض اصلی، معانی پنهانی، انسجام و نظم درونی بوده که از طریق رویکرد کل‌نگر و ساختارشناسی قابل کشف است. نتیجه آنکه، موضوع کلی و بدنه اصلی سوره انسان، &amp;amp;laquo;ماهیت انسان شاکر و کافر&amp;amp;raquo; را نشان می‌دهد که در برابر هدایت الهی، با اختیار خود، "راه" &amp;amp;laquo;سعادت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شقاوت&amp;amp;raquo; را انتخاب می‌نماید. اجزاء سوره در سرتاسر آیات، پیرامون ویژگی‌ها و بیان عاقبت این دو گروه می‌پردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل زبانشناختی عنصر حرکت در سوره انفطار بر اساس دیدگاه تالمی</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_196369.html</link>
      <description>عنصرحرکت از مفاهیم مهم در پژوهش‌های معناشناختی است و در چارچوب گزاره فعل و اسم در زبان‌ها مفهوم‌سازی شده است. در واقع، بافتار قرآن به گونه‌ای است که ما را به بهره‌گیری از این علوم در تحلیل معانی آن سوق می‌دهد. در این جهت، ابزار حرکت نقش اساسی در عینیت بخشیدن به مفاهیم انتزاعی و همچنین ارائه تصویری پویا از وقایع حسی قرآن را تولید می‌کند. این پژوهش با تکیۀ بر روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس چارچوب ارایه شده از سوی تالمی، افعال حرکتی سوره انفطار را مورد تحلیل قرار داده است. با توجه به هماهنگی مؤلفه‌های حرکتی با بافت سوره، شاهد حضور پررنگ حرکت‌های انتقالی از نوع شیوه‌نما در سوره هستیم. علت این بسامدها به خاطر متأثر شدن از بافت سوره است که خداوند جهت معالجه شیوه‌ی مغرورانه و بی‌توجهی بعضی افراد نسبت به پروردگار و روز جزاء از این شیوه بهره‌ گرفته است. عنصر حرکت و طرحواره های حرکتی به کاررفته در سوره انفطار، ابزاری است کـه توانایی بیان مفاهیم را در چارچوب پدیده‌های طبیعی مانند رویدادهای قیامت وعملکرد و سرنوشت انسان‌ها ملموس دارد و همچنین تأثیرگذاری و پذیرش مفاهیم را تقویت می‌سازد. بر این مبنا و با در نظر داشتن عنصرحرکت با مولفه‌های حرکتی آن، فهم واژگان آسان‌تر گردیده و بـا کشف و آشکارسازی آن درک معانی حقیقی آیات به دست می‌آید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>«بررسی تطبیقی کاربست مفاهیم بلاغی در تفسیر «الکشاف» و «مجمع البیان»، با رویکردی بر مصادیق تشبیه بلیغ»</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_199385.html</link>
      <description>علم بلاغت کارکرد ویژه‌ای در اثبات اعجاز بیانی قرآن دارد و از جلوه‌های بارز آن، تشبیه بلیغ است که با حذف ادات تشبیه و وجه شبه، موجب مبالغه‌ بیشتر ‌شده و نقش بسزایی در زیبایی کلام ایفا می‌کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، به واکاوی رویکرد تفاسیر ادبی &amp;amp;laquo;الکشاف&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مجمع البیان&amp;amp;raquo; پرداخته و تأثیر صنایع بلاغی و طور خاص، تشبیه بلیغ را در بیان مفاهیم مورد نظر قرآن کریم و چگونگی نگرش دو مفسّر به این صنعت بیانی را مورد بررسی قرار داده است. بر اساس نتایج بدست آمده، از نظر شکلی، طبرسی برخلاف زمخشری، در تعداد کمی از آیات صراحتاً به وجود تشبیه بویژه تشبیه بلیغ اشاره می‌کند. طبرسی برای تبیین تشبیه آیات، بیشتر به سراغ روایات می‌رود و عموماً درصدد اثبات عقیده‌ی خاصی نیست، ولی زمخشری توجه بیشتری به صنایع بلاغی و مفاهیم برآمده از واژگان قرآنی دارد. وی بیشتر با استفاده از آیات دیگر و اشعار عرب، تشبیهات به کار رفته در قرآن را تبیین می‌کند و گاه از فضای موجود، برای اثبات معتزله و رد عقاید مخالفانش بهره می‌جوید. بر اساس دسته‌بندی محتوایی تشبیهات بلیغ که بالغ بر 35 آیه در قرآن است، طبرسی در ارائه مفاهیم &amp;amp;laquo;اعتقادی و علمی&amp;amp;raquo; دست برتر را دارد و تبیین مطالب از سوی ایشان به خوبی صورت گرفته است، حال آنکه زمخشری در مباحث &amp;amp;laquo;اجتماعی و احکام&amp;amp;raquo; که بر پایه تشبیه بلیغ بنا شده است، عملکرد نمایان تری داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی زبان شناختی انسجام آوایی در قرآن کریم</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_208489.html</link>
      <description>از آنجا که بررسی تمامی اقسام انسجام مجال گسترده‌ای را طلب می‌نماید، در این مقال صرفا انسجام آوایی در تعدادی از عوامل چون سجع، جناس، موازات، التزام، ترصیع و تصدیر، مورد پژوهش قرار می‌گیرد و سعی شده است کارکرد انسجامی این عوامل با عنایت به تأثیری که در یکپارچگی متن قرآن دارند، در آیاتی از قرآن مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد، چرا که بررسی متن قرآن، از منظر انسجام آوایی آن، کمتر مورد عنایت قرار گرفته است. بی‌تردید ارتباط میان لفظ و معنا با آوا و معنا در واژه‌های قرآنی یکی از جنبه‌های زیبایی‌شناختی قرآن می‌باشد، به عنوان مثال آیاتی که در ارتباط با عذاب‌های هولناک می‌باشد، واژه‌های به کار رفته برای آن نیز آهنگی خشن و تکان‌دهنده دارند، اما آیاتی که درصدد توصیف بهشت و نعمت‌های آن است، موسیقی واژگان نیز بسیار لطیف و دل‌انگیز است، این ضرب‌آهنگ‌ها و ریتم‌ها توسط ابزارهای خاص و متنوعی به وجود می‌آید که جناس، سجع، هم‌آوایی، ترصیع و تصدیر از مهمترین این ابزارها و عوامل به حساب می‌آیند. بررسی آیات قرآن در این باره تأثیر ابزارهای آوایی را در انتقال معنا به مخاطب بیشتر روشن می‌سازد و کارکرد آن‌ها را در انسجام معنایی قرآن تبیین می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش حروف جر در تحوّل مفهومی آیات قرآن کریم</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_208496.html</link>
      <description>در متون دستوری کلاسیک و معاصرِ عربی، اسم و فعل، مستقل در افادۀ معنی و دو رکن اصلیِ کلام هستند؛ لیکن در رابطه با حروفِ جرّ، معانیِ آن‌ها را وابسته دانسته و در بهترین حالت، حروف جرّ را رابطِ اسم و فعل معرفی کرده‌اند، اما نظر به پژوهش‌های بلاغیّون و مفسّرین ادبی قرآن کریم، این حروف، جایگاه بلندی در مقولۀ تحوّل مفهومی عبارات پیدا کردند. در قرآن کریم، به عنوان برجسته‌ترین کتاب در عرصۀ بلاغت و بزرگ‌ترین کتاب مسلمانان، بسامد گسترده‌ای ‌از حروف جر وجود دارد و بنابراین، فهم عمیق آیات این منبع الهی، جز با درک نقش حروف جر در تحوّل مفهومی عبارات عربی، ممکن نیست. شناخت میزان اثرگذاری حروف جر در تحوّل مفهومی آیات قرآن کریم، هدف پژوهش حاضر است. این جستار، با روش تحلیلی-توصیفی و با بهره‌گیری از اهالیِ ادبِ کلاسیک در عرصۀ تفسیر ادبی، در پی آن است تا این نقشِ مهم را تحلیل و بررسی کرده و با بیان نمونه‌هایی از آیات قرآن کریم، این تحوّل مفهومی را با و بدونِ درنظرگرفتن این نقش، بسنجد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معناشناسی واژۀ "تسخیر" در قرآن کریم براساس روابط همنشینی و جانشینی</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_219921.html</link>
      <description>چکیدهیکی از راه‌های دستیابی به فهم دقیق و عمق کلام الهی، تحلیل معنایی واژگان متن آن است. در معناشناسی، به دست آوردن حوزه‌های معنایی واژه، برای به دست آوردن مراد متکلم کاربرد دارد. واژه سخر به معنای فرمانبردار و رام کردن، از جمله واژگانی است که به لحاظ وسعت معنایی مورد توجه است. این پژوهش با روش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی به منظور یافتن شبکه معنایی واژه تسخیر ضمن واکاوی حوزه معانی و مشتقات تسخیر در آیات، به بررسی روابط آن در حوزه همنشینی و جانشینی پرداخته است. ضمن تحلیل روابط همنشینی سخر، حوزه های معنایی هماهنگ بودن، مسلط شدن، انتفاع و بهره وری، تدبیر عمومی و افزایش آگاهی به دست آمده است. رام و منقاد کردن به عنوان واژه کانونی تسخیر مطرح شده است. واژگان جانشین تسخیر در قرآن را می توان . ذلل، حَکَّمَ، جعل و سلط دانست که هر یک ضمن بررسی معناشناختی مورد تحلیل قرار گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی بر عوامل مؤثر در نظم‌آهنگ و تصویرسازی آیات مقاومت</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_219922.html</link>
      <description>یکی از این ابزارهای مؤثر در جذب مخاطب، استفاده از &amp;amp;laquo;نظم‌آهنگ&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تصویرسازی&amp;amp;raquo; در بیان کلمات است. قرآن کریم با بهره‌گیری گسترده از این ظرفیت‌ها، توانسته تأثیر شگرفی بر مخاطب بگذارد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، در پی شناسایی عوامل مؤثر در نظم‌آهنگ و تصویرسازی و بررسی سهم هر یک از این عوامل در خلق سبک بی‌نظیر آیات مرتبط با مقاومت است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که در برخی آیات مربوط به مقاومت، مجاهدان به صف‌هایی محکم و غیرقابل نفوذ تشبیه شده‌اند که بیانگر قدرت و پایداری بی‌همتای آنان است. این نوع بیان به مخاطب کمک می‌کند تا تصویری قوی و ماندگار از موضوع توصیف‌شده در ذهن خود ایجاد کند. بخش دیگری از آیات، تصویرسازی با استفاده از ابزارهایی مانند: &amp;amp;laquo;کنایه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;استعاره&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مجاز&amp;amp;raquo; حال و هوایی خلق کرده است که نشان‌دهنده شدت علاقه مجاهدان به لقاء پروردگار و وفاداری آنان به راه خداست. این مفهوم در آموزه‌های وحیانی به‌عنوان یکی از والاترین اهداف زندگی انسان مطرح شده است. شدت علاقه به لقاء پروردگار، بیانگر اشتیاق فراوان و عشق بی‌حد به دیدار خداوند و رسیدن به قرب الهی است. بر این اساس، می‌توان گفت که&amp;amp;laquo;صدا&amp;amp;raquo; به‌عنوان عامل اصلی در ایجاد نظم و موسیقی کلام، نقش چشمگیری در نظم‌آهنگ آیات مقاومت داشته است. همچنین، در بخش تصویرسازی، ابزارهایی مانند &amp;amp;laquo;مجاز&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;استعاره&amp;amp;raquo; و&amp;amp;laquo;کنایه&amp;amp;raquo;، نقش بسزایی ایفا کرده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی زمان روایی داستان حضرت مریم (س) در قرآن کریم براساس نظریه ژرار ژنت</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_227078.html</link>
      <description>از جمله شخصیت‌های بارزی که در قرآن کریم از او یاد شده، حضرت مریم (س) است. زنی پاکدامن که قرآن به صراحت به قصه زندگی‌اش پرداخته است و در قرآن و انجیل دارای ارج و احترام و تقدس والایی است. در این نوشتار به بررسی و تجزیه و تحلیل سیر روایی داستان حضرت مریم (س) با شیوه توصیفی- تحلیلی،براساس نظریه روایت‌شناسی ژرار ژنت، منتقد ساختارگرای فرانسوی پرداخته‌ایم؛ تا اهمیت به کارگیری مقوله زمان را در این داستان مورد کنکاش قرار دهیم. در دیدگاه ژنت تکنیک زمان یکی از مقوله‌های مهم در داستان‌پردازی است که روند حرکتی داستان را بیان می‌کند. نتایج پژوهش حاضر نشانگر آن است که بیشتر عناصر دیدگاه روایی ژنت در داستان حضرت مریم (س) مشاهده می‌شود و همچنین کاربرد زیاد عنصر بازگشت زمانی با توجه به ماهیت داستان و سوال مردم از آن حضرت در مورد حامله بودنش، موجب شتاب منفی بیشتر در این داستان شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سبک‌شناسی لغوی - صرفی باب افعالِ ریشۀ «ا-م-ن» در سورۀ بقره</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_227324.html</link>
      <description>سبک‌شناسی شاخه‌ای از زبان‌شناسی و ادبیات است که با تمرکز بر انتخاب‌های زبانی، ویژگی‌های سبکی متون و تأثیر آن‌ها بر معنا و ارتباط با مخاطب را بررسی می‌کند. بی‌توجهی به این اصول، به‌ویژه در ترجمه و تفسیر متون مقدس مانند قرآن، ممکن است موجب برداشت‌های نادرست شود. یکی از موضوعات مهم در این حوزه، بررسی ساختار باب افعال با ریشه &amp;amp;laquo;ا-م-ن&amp;amp;raquo; در سوره بقره است. در نگاه اول و در بسیاری از تفاسیر، ساختار معادل &amp;amp;laquo;ایمان آوردن&amp;amp;raquo; در نظر گرفته می‌شود، اما تحلیل سبک‌شناختی لغوی &amp;amp;ndash; صرفی آن نشان می‌دهد که این ساختار ظرفیت معنایی گسترده‌تری دارد و معانی متنوعی را بر اساس بافت آیه می‌پذیرد. این پژوهش با هدف تحلیل دقیق و همه‌جانبه ساختار باب افعال ریشه &amp;amp;laquo;ا-م-ن&amp;amp;raquo; و کشف معنای بنیادین آن در بستر سیاق قرآنی، با رویکردی سبک‌شناسانه انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و داده‌ها با رویکردی نظام‌مند و دقیق مورد بررسی قرار گرفته‌اند. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که از میان معانی مختلف باب افعال، سه معنای کلیدی &amp;amp;laquo;واجدیت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;صیرورت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مطاوعه&amp;amp;raquo; بیش از سایر معانی برای ساختار باب افعال ریشه &amp;amp;laquo;ا-م-ن&amp;amp;raquo; در سوره بقره قابل پذیرش و استناد است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مؤلفه «لحن راوی» در روایت سوره یوسف(ع) بر اساس نظریه ژرار ژنت</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_227956.html</link>
      <description>داستان حضرت یوسف(ع) در قرآن، به عنوان روایتی منسجم، بستری غنی برای تحلیل مؤلفه‌های روایی، به‌ویژه لحن راوی، فراهم می‌کند. این مطالعه با هدف بررسی چگونگی شکل‌گیری و کارکرد لحن راوی در این داستان، بر اساس نظریه روایت‌شناسی &amp;amp;laquo;ژِرار ژِنت&amp;amp;raquo;، روایت‌شناس فرانسوی انجام شده است. سؤال اصلی این است که چگونه لحن راوی از طریق فنون زبانی و بلاغی، داستان را به ابزاری برای هدایت معنوی و اخلاقی تبدیل می‌کند؟ روش تحقیق مبتنی بر تحلیل کیفی متن سوره یوسف، با تمرکز بر شناسایی ویژگی‌های سبکی و بلاغی لحن، مانند گفت‌وگوهای مستقیم، تصاویر شاعرانه و ابزارهایی مانند تأکید و تضاد، در چارچوب نظری ژنت است. یافته‌ها نشان می‌دهند که راوی الهی، با جایگاه برون‌داستانی یا سوم شخص و دانای کل، از لحن‌های نمایشی، عاطفی، قضاوت‌گر و هدایت‌گر استفاده می‌کند تا تجربه مخاطب را شکل دهد. این لحن‌ها، از طریق ساختارهای موجز و شیوه‌های بلاغی، تنش‌های روایی را تقویت نموده، پیام‌های تربیتی را برجسته می‌سازند. لحن راوی با ایجاد حس همدلی در گفت‌وگوها و تأمل در قضاوت‌های ارزشی، داستان را به شاهدی بر حکمت الهی تبدیل می‌کند. نتیجه کلی تحقیق نشان می‌دهد که لحن راوی در سوره یوسف از یک&amp;amp;lrm;سو روایت را پیش می‌برد و از سوی دیگر به عنوان ابزاری مهم برای آموزش و هدایت عمل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تکنیک‌های ادبی اقناع مخاطب در تفسیر مواهب‌الرحمن(مطالعه موردی: اسلوب «فنقلة» در سوره بقره)</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_228186.html</link>
      <description>اقناع مخاطب یکی از موضوعات کلیدی ادبیات و علم تفسیر است که از فنون کلاسیک ادبی نشأت گرفته و در دورة جدید تکامل یافته است. مفسران برای این مهم از تکنیک‌های ادبی مختلفی استفاده می‌کنند. جستار حاضر که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است، در صدد بررسی یکی از تکنیک‌های متمایز و کم‌تر شناخته‌شده اقناع مخاطب یعنی اسلوب &amp;amp;laquo;فنقلة&amp;amp;raquo; در تفسیر مواهب‌الرحمن اثر عبدالکریم مدرس، عالم و مفسر برجسته عراقی است. اسلوب &amp;amp;laquo;فنقلة&amp;amp;raquo; درواقع استفاده ترکیبی از شرط و استفهام است که مخاطب را جهت پذیرش، تسلیم و هم‌عقیده کردن اقناع می‌کند. ساختار رایج &amp;amp;laquo;إن قلتَ: ... قلتُ: ...&amp;amp;raquo; در متون تفسیری، به فنقلة مشهور شده است که داخل آن، یک سوال فرضی از جانب مخاطب مطرح می‌شود و در پی آن مفسر جوابی مفصل و منطقی برای اقناع مخاطب، همراه کردن او و یا رد آراء مخالفان، ارائه می‌کند. از جمله نتایج مهم این پژوهش که تفسیر سوره بقره را مورد بررسی قرار داده است، عبارتند از: مدرس در موضوعات مهم و پیچیده از جمله: مباحث اعتقادی، کفر و ایمان، طلاق رجعی، نکاح و ابلیس که مباحث اختلافی در مورد آنها فراوان است، اسلوب &amp;amp;laquo;فنقلة&amp;amp;raquo; را به کار گرفته است؛ او برای توضیح بیشتر موضوع مورد نظر و تفهیم مخاطب خود از ساختار &amp;amp;laquo;إن قلتَ: ... قلتُ: ...&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;إن قلتَ: ... قلنا: ...&amp;amp;raquo; استفاده نموده است و در مواردی که مخاطب او مخالفان دیدگاه او هستند، از ساختار فعل مجهول: &amp;amp;laquo;إن قیل: ... قلنا: ... &amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;إن قال قائلٌ: ... فالجواب: ...&amp;amp;raquo; استفاده نموده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأملی در شیوه های اقناعی و بیانی «تصویرگری» در قرآن کریم</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_228736.html</link>
      <description>بهره گیری از جلوه های تصویری در فرهنگ و ادبیات، در همه جوامع انسانی پیشینه تاریخی دارد. با تصویر هنرمندانه و تجسیم اندیشه ها و عواطف مخاطب اقناع شده و به درک و باوری عمیق گسیل داده می شود قرآن مشحون از تصویر و تصویرپردازی است. تصویرسازی های قرآن، به دایره بیان بلاغی همچون تشبیه، استعاره، مجاز و کنایه محدود نمی شوند بلکه از عناصر گوناگونی که ذهن و حس و خیال آدمی را برمی انگیزند تا او را مجاب به ایمان و تغییر اندیشه و نگرش نمایند در فضای کل سوره های قرآن موج می زند.هدف تصویرگری قرآن، متقاعد ساختن انسان به پیام های الهی ارائه شده در قالب تصاویر است. شیوه آن بیان یک معنای انتزاعی در قالب یک تصویر واقعی به مخاطب است. این مقاله بر آن است با روش اسنادی، توصیفی و با استفاده از سیاق و دقت در نص آیات، به استخراج، تبیین معنا شناختی و تحلیل اسلوب بیانی فن تصویرگری بپردازد. یافته های تحقیق در مسأله تأملی در شیوه های اقناعی و بیانی تصویرگری در قرآن کریم ایضاح می کند که قرآن از طریق تصویرسازی ذهنی، مفاهیم انتزاعی را عینی می سازد تا وضوح آنها در ذهن مخاطب بیشتر و در نتیجه تعامل مخاطب با متن بهتر گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نظام استعاری «حسد» در روایات اخلاقی و هم‌افزایی آن در قرآن کریم</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_228941.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، تحول بنیادین در نظریه‌های زبان‌شناسی شناختی، به‌ویژه در حوزه استعاره مفهومی، موجب بازتعریف جایگاه استعاره از یک ابزار صرفاً بلاغی به سازوکاری شناختی برای مفهومی‌سازی مفاهیم انتزاعی و اخلاقی شده است. این رویکرد نوین امکانی فراهم می‌آورد تا مفاهیمی چون &amp;amp;laquo;حسد&amp;amp;raquo; که در متون دینی با پیچیدگی معنایی و کارکردی همراه‌اند، از منظر تازه‌ای بازخوانی شوند. پژوهش حاضر با تمرکز بر نظام استعاری حسد در روایات اسلامی و تحلیل تعامل آن با آیات قرآنی، به بررسی چگونگی بازنمایی این رذیلت اخلاقی در قالب نگاشت‌های مفهومی میان حوزه‌های عینی و انتزاعی پرداخته و با بهره‌گیری از روش توصیفی - تحلیلی و در چارچوب نظریه استعاره مفهومی، استعاره‌های روایی حسد نظیر &amp;amp;laquo;آتش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نیرویی سرکش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ماده فاسدکننده&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بیماری پنهان&amp;amp;raquo; استخراج و مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. این استعاره‌ها در قالب ساختارهای مبدأ و مقصد، به بازسازی شناختی مفهوم حسد می‌انجامند و لایه‌های معنایی آن را برجسته شده، سپس با بررسی آیات محوری همچون آیه ۵۴ سوره نساء، آیه ۸ سوره یوسف آیه ۹۰ سوره بقره و آیه ۱۴ سوره شوری چگونگی تعامل مفهومی قرآن با این شبکه استعاری روشن می‌گردد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که حسد در متون روایی و قرآنی، از طریق نظامی استعاری و چندلایه، به‌مثابه نیرویی مخرب، پنهان و ضدایمان تصویر می‌شود. این بازنمایی استعاری، با ایجاد هم‌افزایی مفهومی و زبانی میان قرآن و حدیث، ضمن تعمیق فهم اخلاقی، فرایند نهادینه‌سازی پرهیز از حسد در ذهن مخاطب را تسهیل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سبک تفسیری قرآن به قرآن علامه طباطبایی در ترازوی نقد و نظر</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_228942.html</link>
      <description>با اینکه تفسیر المیزان از مهم‌ترین تفاسیر نوشته شده معاصران است اما به هر حال جدا ساختن بخش روایات در این تفسیر، موجب شده است برخی به دیده ابهام به آن بنگرند و آن را در مقابل احادیث متواتری قرار دهند که بین قرآن و روایات هماهنگی قائلند. این مقاله با رویکردی توصیفی تحلیلی و با روش اسنادی و کتابخانه‌ای و گردآوری نظرات اندیشمندان و بررسی سبک تفسیری مفسران، در تلاش است تا مبانی روش تفسیری قرآن به قرآن و ویژگی‌های این تئوری از بین مناهج و گرایش‌های تفسیری نقد نماید و پس از آن روش تفسیری المیزان و ادعای علامه طباطبایی مبنی بر قرآن به قرآن بودن المیزان را تحلیل کند و در نهایت با بیان شواهدی به این مهم دست یابد که تفسیر المیزان، از نوع تفاسیر جامع محسوب می‌شود و نویسنده هرچند ادعا دارد که قرآن برای تفسیر خود کافیست و لازم است آیات را با کمک آیات دیگر تفسیر کرد، اما روایات در تفسیر وی دخالت داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سبک‏شناســی زبانی سوره حشر بر اساس تحلیل سطوح زبان‌شناختی</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_228943.html</link>
      <description>نوشتار حاضر با روش تحلیلی-توصیفی به بررسی و تحلیل سبک‌شناسانه سوره حشر می‌پردازد. این تحقیق به تحلیل برجسته‌ترین زوایای آوایی، ادبی و لایه‌های واژگانی می‌پردازد و موارد مرتبط با هر یک از این سطوح و رابطه آن‌ها با علم سبک‌شناسی را استخراج و بررسی می‌کند. هدف این نوشتار، روشن‌ساختن چگونگی تأثیرگذاری عناصر زبانی در انتقال معانی و پیام‌های عمیق سوره حشر به مخاطب و اهمیت سبک‌شناسی در فهم بهتر قرآن است. مواردی که در آیات سوره حشر به‌کار رفته و ارتباط درونی متن با بیرون آن را با تناسب ساختار متنی و ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود پردازش کرده‌اند، به شناخت دقیق‌تری از سبک‌شناسی قرآن کمک می‌کنند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که سوره حشر از یک سو به‌عنوان انذاردهنده‌ای برای یهودیان از عذابی سخت عمل می‌کند و از سوی دیگر، موجب دلگرمی و اطمینان خاطر پیامبر(ص) و مؤمنان می‌شود. چینش کلمات و استفاده از عناصر آوایی مانند تکرار، سجع و جناس با هدف آهنگین ساختن زبان سوره، نقش مهمی در انتقال مفاهیم و معانی دارد و به فهم بهتر سوره کمک می‌کند. از منظر واژگانی، کاربرد جمع مکسر با بسامد بالا و افعال مضارع در باب افعال، جلوه‌ای ویژه به سوره بخشیده و تأکید بیشتری بر پیام‌های آن داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ارتباط معنایی فواصل آیات دربردارنده صفت خبیر با محتوای آیات آن و ارائه راهکارهایی برای حل این چالش</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_228944.html</link>
      <description>تناسب میان آیات و سور یکی‌از انواع علوم قرآنی است. تناسب میان آیات،ارتباط بین آیات است که الفاظ و عبارات را کنار یکدیگر قرارداده و پیوند ناگسستنی بین آیات ایجادکرده و مفهوم عمیقی به آیات داده‌است.نوعی‌از تناسب، فواصل آیات است.فواصل،اختتام آیات‌اند که پیوند معنایی عمیق با محتوای آیه دارند.ازجمله واژه‌های انتهایی آیات،صفات خداوندی‌اند که صفت خبیر یکی‌از آن‌هاست.ارتباطی که بین فواصل با محتوای آیه وجود دارد،گاه زودیاب و گاهی دشواریاب بوده و سبب چالش می‌گردد.وجوه چالش عبارتنداز:عدم تناسب صدرو ذیل آیه،اطناب و زیادت و دوگانگی در فرجام آیه. درتحقیق حاضر،چالش‌های ارتباط معنایی در45 آیه صفت خبیر مورد بررسی قرارمی‌گیرد.علمای بلاغت،برای رفع این چالش‌های سه&amp;amp;lrm;گانه،تناسبات فواصل(تمکین،تصدیر،توشیح و ایغال)را پیشنهاد داده‌اند.پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی ابتدا صفت خبیر و تناسبات فواصل را مفهوم‌شناسی نموده و درادامه چالش‌ها را در45 آیه بررسی و ازطریق بررسی‌کردن تناسبات فواصل دراین آیات،راهکاری برای رفع چالش ارائه می‌گردد. ضرورت چنین تحقیقی به‌جهت اثبات انسجام و هماهنگی اجزای آیات قرآن با یکدیگر بوده و می-تواند پاسخی باشد برای مستشرقانی که ادعا دارند بین بخشهای پایانی بسیاری از آیات با محتوای آن آیات ارتباطی وجود ندارد و قرآن را کلامی ازهم‌گسیخته و بخشهای مختلف آنرا بی‌ارتباط با یکدیگر دانسته‌اند.این پژوهش برآنست که نشان دهدچالش ارتباط معنایی فواصل در واقع چالش نیست و با استفاده از راهکار تناسب فواصل رفع می‌شود.از 45 آیه صفت خبیر، 5 آیه زودیاب و 40 آیه دشواریاب هستند. درمیان 40 آیه دشواریاب که آیات به ظاهرچالش برانگیزاند، چالش صدر و ذیل آیه با تناسب تمکین و چالش اطناب و زیادت با تناسب ایغال حل می‌شود</description>
    </item>
    <item>
      <title>مفهوم‌سازی حرکتی ماده ی «ضرب» در قرآن با نگاه شناختی تالمی</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_228945.html</link>
      <description>بشریت از دیرباز به واسطه حضور فیزیکی خود در جهان هستی حرکت را درک ‌کرده‌است. تالمی (استاد زبان‌شناسی و فلسفه دانشگاه نیویورک) در قرن معاصر با کاری پیشتازانه ساختاری نظام‌مند از شیوه حضور حرکت در کلام ارائه داده‌است. استفاده از نظریات وی در تحلیل طرحواره‌های حرکتی درکی بهتر و آسان‌‌تر از آیات قرآن را برایمان فراهم می‌سازد. ضرب با 58 بار کاربرد در قرآن برای بیان مسائل مختلفی چون وصف حال جهنمیان، جهنم، معجزات پیامبران، قصه‌ی حضرت‌ ابراهیم (ع) ، حجاب و.. استفاده شده‌است. درک بهتر این مفاهیم بنیادین، ضرورت تبیین طرحواره‌های حرکتی ضرب را آشکار می‌سازد. لذا پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی بر مبنای نظریه شناختی تالمی کاربست ضرب را در قرآن مورد بررسی قرار‌ می‌دهد که شرح خصائص طرحواره‌ها از دو طریق ما را به تحلیل-های شناختی و سپس مفهوم‌سازی ضرب سوق می‌دهد. اول از طریق واکاوی طرحواره‌ها و بررسی دقیق مؤلفه‌ها و الگوها است. همانند آنچه در سوره طه/77 و بقره/60 و صافات/93 می‌بینییم که با وجود معنای حسی و مأنوس ضرب درک جدیدی از آیه حاصل می‌شود. دوم توجه به همنشینی مؤلفه‌ها علاوه برخصایص فردی آن‌هاست که به تولید معنایی جدید انجامیده‌است. نظیر آنچه در سوره زخرف/5 و رعد/17 و کهف/11 می‌بینییم که به ترتیب به معنای محروم ساختن، آشکار ساختن و خواباندن می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دأب قرآن از منظر علامه طباطبایی(ره) در تفسیر«المیزان فی تفسیر القرآن»</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_228948.html</link>
      <description>تفسیر صحیح آیات قرآن در گرو توجه به مبانی، اصول، قواعد و روش‌های تفسیر قرآن است. یکی از مبانی مهم تفسیر قرآن، توجه به سبک و دأب خاص قرآن در بیان معارف است. توجه به &amp;amp;laquo;دأب قرآن&amp;amp;raquo; از جهت تاثیرگذاری در چگونگی تفسیر قرآن، ضرورت و از جهت مقدم بودن بر اصول و قواعد تفسیری اهمیت دارد. یکی از تفاسیر معاصر که به دأب قرآن و کاربست آن در تفسیر قرآن توجه ویژه داشته؛ تفسیر المیزان فی تفسیر القرآن محمد حسین طباطبایی(ره) است. ایشان در تفسیر خود از &amp;amp;laquo;دأب قرآن&amp;amp;raquo; سخن به میان آورده و به توضیح و تبیین آن در موضوعات مختلف پرداخته است. یافته‌های تحقیق حاکی از این هست که علامه &amp;amp;laquo;دأب قرآن&amp;amp;raquo; را با عناوینی چون دأب، شیوه، روش، عادت، عرف و رسم قرآن یاد می‌کند. از نظر طباطبایی(ره) قرآن در بیان اصول اعتقادی، اثبات توحید و وحدانیت خدا، بیان احکام شرعی، بیان قصص، ادبیات و بلاغت شیوه‌‌ی مخصوص به خود را اتخاذ کرده است که در تفسیر آیات باید بدان توجه کرد. بررسی یافته‌های تحقیق به روش توصیفی - تحلیلی نشان داد که توجه به دأب خاص قرآن در موضوعات مختلف قرآنی، باعث فهم صحیح مدلول آیات در پرتو فرهنگ قرآنی، دفع شبهات قرآنی، استخراج لطایف و ظرافت‌های بلاغی قرآن، نقد برداشت‌های انحرافی از آیات و رفع تعارض ظاهری آیات قرآن می‌انجامد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد شبهات امین قضایی درباره ساختار ادبی-محتوایی آیات مکی قرآن</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_228950.html</link>
      <description>یکی از مهم‌ترین وجوه اعجازی قرآن کریم، اعجاز بیانی است و این دیدگاه بر این فرض استوار است که ساختار ادبی قرآن ما فوق بشری است و بشر از آوردن مثل آن عاجز است و مهم‌ترین دلیل اعجاز بیانی آیات تحدی قرآن است که تاکنون کسی توانایی هماوردی با قرآن را نداشته است. با این وجود، امین قضایی در کتاب ریشه‌های قرآن مدعی است که ساختار ادبی قرآن به صورت نامه است و این نامه‌ها توسط فرقه‌ای یهودی &amp;amp;ndash; مسیحی به نام ابیونی‌ها بر رسول خدا (ص) به عنوان سفیر آنان در حجاز ارسال می‌شده است. دیدگاه وی مبتنی بر آیات مکی است و با توجه به تفاوت سبک آیات مکی و مدنی، مدعی است که ارتباط رسول خدا (ص) با آنان در دوران مدنی قطع شده است. لذا با توجه به اهمیت موضوع وحیانیت و اعجاز قرآن به بررسی شبهه مذکور پرداخته شد. نتیجه آنکه دیدگاه قضایی در مورد مصدر قرآن ناقص است و تحلیلی درباره مصدر آیات مدنی ندارد و تمامی مستندات وی درباره گسست آیات مکی و مدنی از جمله اینکه در آیات مکی از پیامبر (ص) فقط با عنوان &amp;amp;laquo;رسول&amp;amp;raquo; یاد شده است و یا اینکه آیات سور مکی کوتاه و سور مدنی بلند است و همچنین تفاوت محتوایی آنها، قابل نقد است. بنابراین؛ دیدگاه وی در مورد گسست فکری و ساختاری آیات مکی و مدنی نادرست است و نمی‌تواند مستند نظریه وی در موضوع نامه بودن آیات مکی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل سبک شناختی آیات آرامش‌بخش قرآن کریم و اثر بخشی آن درکاهش اضطراب و استرس روانی</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_229286.html</link>
      <description>آرامش روانی یکی از مهم‌ترین نیازهای انسان در مواجهه با چالش‌های زندگی مدرن است، این پژوهش با هدف تحلیل سبک‌شناختی آیات آرامش‌بخش قرآن کریم و تاثیر آن بر کاهش اضطراب و استرس روانی انجام شد. پرسش اصلی تحقیق این است که چگونه ویژگی‌های زبانی و بلاغی آیات قرآن کریم، به‌ویژه آیات مرتبط با آرامش و سکینه، می‌تواند بر کاهش اضطراب و استرس روانی تأثیرگذار باشد؟ روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای انجام شده و تلاش شده است با بهره‌گیری از آیات قرآنی و مفاهیم روان‌شناختی، به رابطه میان زبان الهی و تأثیرات آن بر روان انسان پرداخته شود، یافته‌های پژوهش حاضر نشان می‌دهد که ساختار های بلاغی و مفاهیم معنوی آیات قرآن کریم، از طریق ایجاد احساس امنیت، امید و ارتباط با منبعی برتر، به کاهش معنادار اضطراب و استرس روانی منجر می‌شود، این نتایج نشان‌دهنده اهمیت بهره‌گیری از قرآن کریم به‌عنوان منبعی الهام‌بخش برای ارتقای سلامت روانی است و می‌تواند به‌عنوان راهکاری مکمل در درمان‌های روان‌شناختی مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ارتباطی سوره الرحمن بر اساس نظریه رومن یاکوبسن؛ بررسی کارکردهای زبانی و ساختار پیام</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_229288.html</link>
      <description>نظریه ارتباطی رومن یاکوبسن، با تاکیدبر شش عنصر ارتباطی(فرستنده،گیرنده،پیام،زمینه، کد و کانال) و شش کارکرد زبانی (عاطفی، همدلی، ارجاعی، ادبی، متازبانی و دستوری)، چارچوبی جامع برای تحلیل شیوه‌های انتقال پیام در متون زبانی و دینی فراهم می‌کند. این پژوهش با رویکرد توصیفی‌تحلیلی، به بررسی تحلیل ارتباطی و کارکردهای زبانی سوره الرحمن در این چارچوب پرداخته است. اهمیت این بررسی در آن است که سوره الرحمن، به عنوان یکی از شاخص‌ترین سوره‌های ادبی و موسیقایی قرآن کریم، با بهره‌گیری از بافت زبانی منسجم و تصاویر هنری، نمونه‌ای ممتاز از زبان‌شناسی قرآنی به‌شمار می‌آید. مسئله اصلی تحقیق این است که سوره الرحمن چگونه از عناصر ارتباطی شش‌گانه و کارکردهای زبانی برای برقراری ارتباطی مؤثر میان خداوند (فرستنده) و مخاطبان انسانی و جن (گیرندگان) بهره می‌گیرد. یافته‌ها نشان می‌دهد که عنصر فرستنده با استفاده از صفت &amp;amp;laquo;الرحمن&amp;amp;raquo; و افعال خالقانه و آموزشی، نقش هدایت‌گر ایفا می‌کند. گیرندگان با خطاب مستقیم و پرسش‌های توبیخی درگیر ارتباط می‌شوند. پیام سوره، با محورهای نعمت‌های الهی، دعوت به شکرگزاری، و یادآوری قیامت، منتقل می‌شود. زمینه‌های زمانی، مکانی و اعتقادی به درک عمیق‌تر پیام کمک می‌کنند. کد زبانی (عربی فصیح، بلاغی و موسیقایی) و کانال ارتباطی (وحی و قرائت)، نقش مؤثری در ماندگاری و تأثیر پیام دارند. در سطح کارکردهای زبانی، سوره الرحمن از کارکرد عاطفی برای القای حس رحمت و عظمت، کارکرد همدلی برای ایجاد تعامل با مخاطب، کارکرد ارجاعی برای بیان نظم آفرینش، کارکرد ادبی برای زیبایی و موسیقی زبانی، کارکرد متازبانی برای توضیح مفاهیم الهی، و کارکرد دستوری برای دعوت به رفتارهای اخلاقی بهره می‌گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانش مفاهیم اخلاقی در گفت‌وگوی میان برادران در قرآن (برمبنای مُدِل ارتباطی یاکوبسن)</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_229290.html</link>
      <description>فضای کلّی داستان گفت‌وگوی میان برادران در قرآن ترسیم‌گر فرآیندی دقیق و منسجم در نهادینه کردن مفاهیم اخلاقی است. جستار پیش‌رو علاوه بر تحلیل نقش‌های زبانی و عناصر ارتباطی، بر اساس مدل ارتباطی کلامی یاکوبسن، کاربست‌های متفاوت آنها را در داستان گفت‌وگوی میان برادران مورد بررسی قرار می‌دهد. همچنین این پژوهش سعی دارد تا میزان تأثیر نقش‌های زبانی بر مخاطبان و تکرار آن‌ها، و نیز کشف صورت‌‌های مختلف ارتباطی بر پایه مفهوم آیات داستان گفت و گوی میان برادران را مورد واکاوی قرار دهد. پژوهش حاضر دربردارنده گفت‌وگوی میان برادران نَسَبی در قرآن است نه برادران به اعتبار سایر پیوندها. در این پژوهش، با رویکرد وصفی &amp;amp;ndash; تحلیلی و بر مبنای نظریه ارتباطی رومن یاکوبسن، به تبیین جلوه‌هایی از اعجاز بیانی قرآن کریم در تجسّم خوانش مفاهیم اخلاقی پرداخته می‌شود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که نقش‌های زبانی ابزاری کار گشا در راستای درک پیام الهی، و نیز روشی کارآمد در طرح الگوهای ارتباطی به منظور اثر گذاری بهتر بر مخاطبان محسوب می‌گردد. همه نقش‌های زبان در داستان برادران در قرآن تجلِّی یافته است. کارکرد عاطفی به اقتضای حال گیرنده بیشتر در بهره‌گیری از قید حالت، کلمات و حروف تأکیدی نمود یافته است. برادران جهت تأثیرگذاری و نیل به هدف خود از کارکرد ترغیبی استفاده بیشتری کرده‌اند. کارکرد &amp;amp;laquo;همدلی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ارجاعی&amp;amp;raquo;، نیز کمترین بسامد را در الگوی ارتباطی دارا هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی سبک‌شناسی سوره انفال از منظر سطوح دو سطح آوایی و واژگانی</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_229297.html</link>
      <description>سبک‌‌شناسی از جمله علوم جدیدی است که در قرن معاصر به ویژه پنجاه سال اخیر به رشد و بالندگی بی‌‌نظیری دست یافته، و به شاخه‌‌های متعددی تقسیم شده است که بعضی از آن‌‌ها از جمله سبک‌‌شناسی لایه‌‌ای با نقد ادبی و دستور زبان پیوند بسیار نزدیکی دارند. سبک‌‌شناسی به شناخت دیدگاه‌‌ها و روش‌‌های شخصی و ابداعی یک نویسنده در دوره‌‌ای خاص کمک می‌‌کند و در تحلیل متون نقش بسزایی دارد. بر این اساس پژوهش پیش رو قصد دارد با استفاده از شیوه توصیفی ـ تحلیلی به بررسی ویژگی‌های بارز سبکی سورۀ انفال در سه سطح زبانی آوایی، واژگانی و نحوی بپردازد تا پیام و محتوای آیات با به کارگیری متغیّرهای مناسب هر لایه نشان داده شود. یافته‌های این پژوهش بیانگر آن است که هرکدام از متغیّرهای موجود در لایه‌های سه‌گانه با محتوای سوره که بیان امدادهای غیبی خداوند بر پیامبر و مومنان است، ارتباط دارد و این که هر کدام از لایه‌ها در برجسته کردن مضمون سوره مؤثر هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی ادبی- تفسیری آیه «فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ»‏ با تمرکز بر «تکرار» و «ترجیع»</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_229298.html</link>
      <description>شماری از آیات قرآن، هم‌شکل هستند. به باور گروهی از قرآن پژوهان این موارد &amp;amp;laquo;تکرار&amp;amp;raquo; و بر اساس دیدگاه برخی دیگر &amp;amp;laquo;ترجیع‌بند&amp;amp;raquo; است. آیه شریفه &amp;amp;laquo;فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ&amp;amp;raquo;&amp;amp;rlm; که سی و یک بار در سوره مبارکه الرحمن به کار رفته یکی از مهمترین موارد آیات هم‌شکل است. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای به بررسی ابعاد ادبی، لغوی و تفسیری این موضوع پرداخته است. براساس نتیجه پژوهش حاضر، دیدگاه ترجیع‌بند از مؤیّدات و قوّت افزونتری برخوردار است. همچنین تعبیر یاد شده تکراری نیست و تعبیر آلاء در این سی و یک آیه نیز به معنای یکسان نیست. همچنین یافته‌های پژوهش، تفاوت مقام مقربان با ابرار را از منظر ترجیع‌بند تبیین می‌نماید. از دیگر یافته‌های این پژوهش این است که برای فهم هرچه بهتر پیام آیات الهی در قرآن کریم نیاز است به فنون ادبی در دو زبان عربی و فارسی مراجعه شود و با مطالعه در زمینه‌ی ارتباط میان ادب عربی و ادب فارسی به بطون معنایی کلام خدا دست یافت و از این مهم در تفسیر قرآن نباید غفلت شود. رشد و کمال فنون ادبی در زبان فارسی با تکیه بر ادبیات شیوای زبان عربی صورت پذیرفته است؛ در دوره‌ای از تاریخ ادبیات در ایران با اهتمام رؤسای وقت ایران، زبان عربی ملاکی برای تحوّل زبان فارسی و فنون شعری در این زبان گردید. تحقیق حاضر در حوزه مطالعات ادبی کاربرد دارد همچنان که در زمینه مطالعات تفسیری سودمند است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پیکره‌بنیاد سبک‌شناختی مفهوم «تقوا» در سوره‌های مکی قرآن کریم</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_229299.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکردی نوین در مطالعات قرآنی، به تحلیل سبک‌شناختی و معناشناختی مفهوم محوری &amp;amp;laquo;تقوا&amp;amp;raquo; در پیکره‌ای متشکل از ۸۶ سوره مکی قرآن کریم می‌پردازد. با استفاده از ابزارهای زبان‌شناسی پیکره‌ای، تحلیل‌های کمی (فراوانی) و کیفی (هم‌آیی) بر روی مشتقات ریشه &amp;amp;laquo;و-ق-ی&amp;amp;raquo; انجام شد تا کارکرد و ابعاد معنایی این مفهوم در گفتمان تأسیسی اسلام تبیین گردد.یافته‌های کلیدی نشان می‌دهد که بسامد بسیار بالای واژگان تقوا (حدود ۶۰٪ کل کاربرد قرآنی) در این دوره، حاکی از نقش استراتژیک آن در شکل‌دهی به هویت جامعه نوپای مسلمانان است. مهم‌ترین نتیجه، آشکارسازی یک شبکه معنایی چهاروجهی پیرامون تقوا است. تحلیل هم‌آیی نشان داد که این مفهوم به‌طور هم‌زمان با چهار خوشه معنایی اصلی پیوند دارد: ۱) هدایت، ایمان و یقین؛ ۲) عذاب، هشدار و بیم اخروی؛ ۳) رستگاری، فلاح و پاداش؛ و ۴) حق، صدق و امر الهی.این الگوها ثابت می‌کنند که تقوا در گفتمان مکی، مفهومی چندبعدی است که بر یک دوگانه انگیزشی استوار است: از یک سو، ترس از عقوبت الهی (خوشه دوم) و از سوی دیگر، امید به رستگاری و پاداش (خوشه سوم). علاوه بر این، تقوا به‌عنوان پیش‌شرط و لازمة پذیرش وحی و هدایت (خوشه اول) و همچنین نتیجة طبیعی التزام به حق و فرمان الهی (خوشه چهارم) معرفی می‌شود. این پژوهش اثبات می‌کند که تقوا در این دوره، چارچوبی بنیادین برای تمایز هویتی مؤمنان و پایه‌ریزی اصول اعتقادی (توحید و معاد) بوده و روش پیکره‌بنیاد قادر به ارائة تحلیلی مستند و عمیق از این ابعاد است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقش تکرار در فرآیند تدبر در قرآن با تأکید بر رویکردهای شناختی</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_229306.html</link>
      <description>چکیدهتکرار واژگان و آیات در قرآن کریم تنها یک ویژگی بلاغی نیست، بلکه به‌عنوان سازوکاری فعال در ساختار شناختی متن عمل می‌کند. از منظر روان شناسی شناختی، تکرار نقشی بنیادین در فرآیندهای توجه، حافظه، یادآوری و معناپردازی دارد که در این فرایند عقلانیت به عنوان یکی ازمهمترین موضوعات، زمینه تدبر عمیق و پایدار را فراهم می سازد؛ این مقاله بر مبنای داده‌های کتابخانه‌ای و بهره‌گیری از مفاهیم روان‌شناسی شناختی و با رویکرد توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی به بررسی ابعاد مختلف نقش تکرار در فعال‌سازی تدبر در قرآن می‌پردازد و هدف از آن، شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر تقویت تدبر قرآن از طریق تکرار، با تمرکز بر نحوه فعال‌سازی توجه و حافظه مخاطب می باشد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد تکرار، از طریق تأثیرگذاری بر مکانیسم‌های شناختی همچون تمرکز، تثبیت مفاهیم، انگیزش و یادآوری، زمینه تعمیق تدبر را فراهم می‌سازد و تکرار هدفمند در آیات قرآنی، مخاطب را از سطح دریافت اولیه به تأملی تدبری و چندلایه سوق می‌دهدکلیدواژه‌ها: قرآن کریم، تکرار، تدبر، روان‌شناسی شناختی، عقلانیت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کارکرد شیوه‌های بیانی قرآن در تبیین مفاهیم اخلاقی</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_229592.html</link>
      <description>قرآن کریم، به‌عنوان متنی وحیانی و جامع، برای انتقال مفاهیم بلند اخلاقی، صرفاً به بیان دستوری یا تعریفی بسنده نکرده، بلکه با بهره‌گیری از شیوه‌های بیانی هنرمندانه و متنوع، پیام‌های اخلاقی را در قالبی تأثیرگذار و ماندگار ارائه نموده است. شیوه‌هایی چون تمثیل، سوگند، پرسش و پاسخ، شرط و جزا، استفهام انکاری، استفاده از داستان‌های پیامبران و ایجاز و اطناب از مهم‌ترین عناصر بلاغی قرآن هستند که هر یک به فراخور موضوع، موقعیت و مخاطب، کارکرد ویژه‌ای در انتقال مفاهیم اخلاقی دارند. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با رجوع به آیات اخلاقی قرآن و تفاسیر معتبر شیعه و اهل سنت (مانند المیزان، مجمع‌البیان، تفسیر کبیر فخر رازی و ...)، می‌کوشد با تحلیل این شیوه‌ها، نشان دهد که چگونه بلاغت قرآنی در خدمت تربیت اخلاقی انسان قرارگرفته و پیام‌های اخلاقی همچون صدق، عفو، صبر، تقوا، تواضع و... را در دل مخاطب می‌نشاند. یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که شیوه‌های بیانی قرآن نه‌تنها جنبه هنری و زیبایی‌شناسانه دارند، بلکه نقش محوری در اقناع عقلی، تحریک عاطفی و جهت‌دهی اراده اخلاقی مخاطب ایفا می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی معنی‌شناسی تاریخی-توصیفی واژۀ رجیم در قرآن کریم</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_229593.html</link>
      <description>معناشناسی به‌عنوان یکی از شاخه‌های نوین و کلیدی زبان‌شناسی، افق‌های جدیدی را برای فهم عمیق متون مقدس، به‌ویژه قرآن کریم، گشوده است. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی تحلیلی-توصیفی و بهره‌گیری از مبانی معناشناسی ساخت‌گرا، به واکاوی واژه &amp;amp;laquo;رجیم&amp;amp;raquo;، یکی از اوصاف برجسته شیطان در قرآن، می‌پردازد. این تحقیق، سیر تحول معنایی این واژه را از ریشه‌های آن در زبان‌های سامی و کاربرد آن در عصر جاهلی تا شبکه مفهومی آن در متن قرآن کریم ردیابی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که ریشه &amp;amp;laquo;ر-ج-م&amp;amp;raquo; و مشتقات آن ۱۴ بار در قرآن در چهار حوزه معنایی اصلی به کار رفته است: ۱) راندن و طرد کردن (مطرود)، ۲) کشتن از طریق سنگ (سنگسار)، ۳) پرتاب کردن (مانند شهاب‌ها) و ۴) سخن مبتنی بر حدس و گمان. معنای بنیادین و اولیه این ریشه، &amp;amp;laquo;پرتاب کردن&amp;amp;raquo; است که سایر معانی به‌صورت حقیقی یا استعاری از آن منشعب شده‌اند. بررسی‌ها حاکی از آن است که واژه &amp;amp;laquo;رجیم&amp;amp;raquo; در بستر قرآن دچار تحول، توسعه و تخصیص معنایی شده است؛ به‌طوری‌که این صفت به شکلی انحصاری برای توصیف شیطان به‌عنوان موجودی رانده‌شده از رحمت الهی به کار می‌رود و در کنار آن، مفهوم &amp;amp;laquo;رجم&amp;amp;raquo; به‌ یک حکم فقهی نیز تخصیص یافته است. تحلیل روابط معنایی نشان می‌دهد که &amp;amp;laquo;رجیم&amp;amp;raquo; در رابطه ترادف با &amp;amp;laquo;ملعون&amp;amp;raquo;، در تقابل با مفاهیمی چون &amp;amp;laquo;ادخال در رحمت&amp;amp;raquo; و در شمول معنایی ذیل مفهوم فراگیر &amp;amp;laquo;کفر&amp;amp;raquo; قرار می‌گیرد. این پژوهش اهمیت تحلیل‌های زبان‌شناختی را در کشف لایه‌های عمیق‌تر معنایی قرآن و درک دقیق‌تر نظام مفهومی آن برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی کنشگران اجتماعی در سورۀ احزاب با تکیه بر الگوی ساخت‌های گفتمان‌مدار ون لیوون</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_230071.html</link>
      <description>چکیدهسورۀ احزاب به‌عنوان یکی از سوره‌های مدنی قرآن کریم، از غنای گفتمانی بالایی برخوردار است و کنشگران اجتماعی گوناگونی را در بستر وقایع تاریخی، اجتماعی و اخلاقی بازنمایی می‌کند. این پژوهش با تکیه بر الگوی ساخت‌های گفتمان‌مدار تئو ون لیوون انجام شده است. این الگو با مفاهیمی همچون حذف، اظهار، فعال‌سازی، منفعل‌سازی، تشخص‌بخشی و انتزاع، امکان تحلیل انتقادی گفتمان را فراهم می‌سازد. در این تحقیق، پس از استخراج داده‌ها از متن سورۀ احزاب، و با بهره‌گیری از رویکرد توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی، موارد کاربرد مؤلفه‌های ون لیوون در بازنمایی شخصیت‌هایی نظیر پیامبر اکرم (ص)، همسران پیامبر، مؤمنان، منافقان و مشرکان بررسی شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که سورۀ احزاب با بهره‌گیری هدفمند از حذف و اظهار کنشگران، به تقویت گفتمان توحید، حمایت از نهاد نبوت و تحکیم جایگاه اجتماعی زنان پیامبر می‌پردازد. همچنین، استفاده از ساخت‌های انتزاعی در بیان عملکرد منفی مخالفان، نشان از لایه‌مندی ایدئولوژیک در گفتمان قرآنی دارد. در مجموع، نتایج این پژوهش این پژوهش نشان می‌دهد که سوره احزاب با بهره‌گیری از سازوکارهای زبانی متنوع، به‌گونه‌ای هدفمند در جهت برجسته‌سازی مفاهیم دینی و اجتماعی گام برداشته و تحلیل گفتمان انتقادی، امکان واکاوی این فرایند را فراهم ساخته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کرونوتوپ‌ (پیوستار زمانی– مکانی) داستان حضرت ابراهیم (ع) در قرآن کریم بر اساس نظریه باختین</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_230223.html</link>
      <description>داستان‌های قرآنی همواره یکی از مهم‌ترین ابزارهای وحی برای انتقال پیام الهی و شکل‌دهی به تجربه دینی و معنوی انسان‌ها بوده است. این داستان‌ها نه‌تنها گزارشی تاریخی یا روایت صرف از زندگی پیامبران به دست نمی‌دهند، بلکه به‌مثابه الگوهای زیست دینی، مخاطب را در فرایند هدایت، تفکر و کنش ایمانی مشارکت می‌دهند. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و رویکردی میان‌رشته‌ای، بر اساس نظریه &amp;amp;laquo;کرونوتوپ&amp;amp;raquo; (پیوستار زمانی ـ مکانی) میخائیل باختین، به بررسی داستان حضرت ابراهیم (ع) در قرآن کریم می‌پردازد. در این چارچوب، نشان داده می‌شود که قرآن چگونه با انتخاب و برجسته‌سازی لحظه‌های سرنوشت‌ساز در پیوستارهای زمانی ـ مکانی خاص، شخصیت ابراهیم (ع) را هم به‌عنوان قهرمان ایمان و عمل و هم به‌عنوان انسانی در مسیر رشد روحی و معرفتی معرفی می‌کند. سیر زندگی ابراهیم (ع) از ایمان نوجوانی و جدال با بت‌پرستی محیط، تا دعوت آشکار و عمومی به توحید، از هجرت‌ تا آزمون دشوار ذبح اسماعیل (ع) و سرانجام بنای کعبه، همگی در پرتو کرونوتوپ‌های مهمی همچون &amp;amp;laquo;آستانه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;راه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;جست‌وجو&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دیدار&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ماجراجویی&amp;amp;raquo; قابل تحلیل هستند. هر یک از این کرونوتوپ‌ها فضایی می‌آفرینند که نه تنها معنای وقایع را روشن‌تر می‌سازند، بلکه تجربه مخاطب را نیز باخود همراه می‌کنند؛ به گونه‌ای که خواننده خود را در مسیر عبور از بحران‌ها، آزمون‌ها و انتخاب‌های وجودی همراه ابراهیم (ع) می‌یابد. بدین ترتیب، نظریه باختین ابزاری کارآمد برای کشف لایه‌های پنهان معنا در ساختار روایی قرآن فراهم می‌آورد و زمینه درک عمیق‌تر از تجربه نبوی و پیام وحی را مهیا می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سبک‏شناسی داستان‏حضرت ایوب(ع) در قرآن براساس الگوی پل سیمپسون</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_230261.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف تحلیل سبک‌شناختی داستان حضرت ایوب(ع) در قرآن کریم بر اساس الگوی شش‌گانه پل سیمپسون و با تأکید بر ترتیب نزول آیات انجام شده است.روش: روش تحقیق، توصیفی&amp;amp;ndash; تحلیلی و مبتنی بر تحلیل کیفی محتوای آیات قرآنی مرتبط با حضرت ایوب(ع) است. داده‌ها با استفاده از ابزارهای زبان‌شناسی نقش‌گرا، روایت‌شناسی، نشانه‌شناسی و نظریه بینامتنیت، در چارچوب شش مؤلفه سیمپسون (شخصیت‌پردازی، زاویه دید، ساختار متنی، رمزگان زبان‌شناختی اجتماعی، رسانه متنی و بینامتنیت) بررسی شده‌اند. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که داستان ایوب با ساختاری موجز ولی نمادین، از زبانی رسمی، کنش‌محور، و آکنده از مفاهیم اخلاقی و دینی بهره می‌برد. زاویه دید دانای کل، شخصیت‌پردازی زبانی دقیق، ساختار متنی منسجم، و ارجاعات بینامتنی به متون مقدس پیشین، از ویژگی‌های برجسته این روایت است. ترتیب نزول آیات نیز نشان‌دهنده‌ی روند تکوینی معنایی و سبک‌شناختی روایت است. نتیجه: داستان حضرت ایوب(ع) در قرآن، در بستر سبک‌شناسی روایی سیمپسون، روایتی چندلایه، معناخیز و بینامتنی را شکل می‌دهد که قابلیت تأویل‌پذیری بالا دارد. این تحلیل، توان نظریه سیمپسون در واکاوی متون مقدس را نشان می‌دهد و نقش ترتیب نزول را در تحول معنایی و سبکی داستان‌ها آشکار می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تحلیل زوایه دید زمانی داستان‏حضرت موسی(ع)؛ در قرآن، عهد عتیق و مثنوی معنوی</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_231532.html</link>
      <description>هدف تحقیق: این پژوهش به تحلیل تطبیقی زاویه دید زمانی داستان حضرت موسی (ع) در قرآن کریم، عهد عتیق، و مثنوی معنوی می‌پردازد تا چگونگی استفاده از مؤلفه‌های روایی برای تحقق اهداف متنی را بررسی کند. روش: با بهره‌گیری از نظریه روایت‌شناسی ژرار ژنت (۱۹۸۰)، مؤلفه‌های ترتیب، دیرش، و بسامد در آیات و ابیات سه متن تحلیل شده‌اند. یافته‌ها: قرآن با روایت غیرخطی، دیرش متنوع (صحنه، درنگ، شتاب)، و بسامد مکرر، هدایت و عبرت‌آموزی را تقویت می‌کند. عهد عتیق با ترتیب خطی، صحنه و درنگ، و بسامد منفرد، تاریخ‌نگاری و هویت قومی بنی‌اسرائیل را پیش می‌برد. مثنوی با ساختار تمثیلی، درنگ عرفانی، و بسامد مکرر، تعلیم اخلاقی و عرفانی را دنبال می‌کند. نتایج: ساختار روایی هر متن به‌طور دقیق با اهداف الهیاتی، تاریخی، و عرفانی آن هم‌راستاست و نشان‌دهنده طراحی هدفمند روایت برای انتقال پیام‌های محوری است.. این پژوهش نه‌تنها درک عمیق‌تری از تفاوت‌های روایی در متون مقدس و عرفانی ارائه می‌دهد، بلکه کاربرد نظریه ژنت در متون دینی را تأیید کرده و روایت‌شناسی دینی را غنی می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی کاکرد معنایی تعابیر متفاوت در آیات متشابه لفظی ۱۳۶ بقره و ۸۴ آل‌عمران</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_232878.html</link>
      <description>آیات متشابه لفظی آیاتی هستند که از نظر لفظ و ساختار کلمات به یکدیگر شباهت دارند، اگرچه تفاوت‌های جزئی میان آن‌ها دیده می‌شود. آیة 136 بقره و 84 آل‌عمران از این نمونه‌اند که در عین شباهت در مضمون کلی (دعوت به ایمان به خداوند و پیامبران الهی)، در برخی تعابیر کلیدی متفاوتند. نظر به اهمیت شناخت این تفاوت در فهم بهتر هردو آیه، این مقاله با بکارگیری روش کتابخانه‌ای در گردآوری داده‌ها و تجزیه و تحلیل اسناد، ضمن ارزیابی تطبیقی این دو آیه و استخراج وجوه تمایز آن‌ها، به تبیین علل تفاوت‌ها و کارکرد معنایی آن پرداخته است. یافته‌ها حاکی از آن است که به‌کارگیری &amp;amp;laquo;قل&amp;amp;raquo; در آیة آل‌عمران به دلیل قرار گرفتن در سیاق آیات تقابل با اهل کتاب و در نتیجه لزوم تعظیم پیامبر(ص)، با خطاب مفرد است. در ادامه این خطاب و تأکید آن بر مسئولیت پیامبر(ص) و نزول مستقیم وحی بر ایشان، منجر به گزینش حرف استعلای &amp;amp;laquo;علی&amp;amp;raquo; و در نهایت حذف &amp;amp;laquo;اوتی&amp;amp;raquo; به دلیل خاص‌بودن مخاطب و عدم نیاز به بسط کلام شده است. این درحالی است که آیة 136 بقره، با توجه به قرارگرفتن در سیاق آیات توجه عموم مؤمنان، مقتضیِ ذکر خطاب جمع &amp;amp;laquo;قولوا&amp;amp;raquo;، حرف انتهای &amp;amp;laquo;إلی&amp;amp;raquo; به دلیل منتهی شدن وحی به مردم و در نتیجه تکرار &amp;amp;laquo;اوتی&amp;amp;raquo; با توجه به عام‌بودن مخاطب و ضرورت تفصیل کلام است. از این‌رو، تفاوت تعابیر این دو آیه، تنوع بیانی نبوده، بلکه متناسب با سیاق و هدف آیه، هریک حامل بار معنایی خاص است، به‌طوری‌که نمی‌توان هیچ یک را جانشین دیگری نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر حروف استعلاء بر دلالت‌های معنایی و تصویری قرآن کریم</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_234011.html</link>
      <description>نقش حروف در القاء معانی و انتقال درست و مؤثر آن بر مخاطب غیر قابل انکار است. قرآن کریم، از همان آغاز نزول، اهتمام قابل توجهی برای موسیقی و تصویر قائل بود و هماهنگی میان این دو در این کتاب آسمانی، از وجوه ممتاز اعجاز قرآنی است. این مقاله با توجه به اهمیت دو مقوله آوا و تصویر، در صدد است به معناشناسی حروف استعلاء (خاء، صاد، ضاد، طاء، ظاء، غین، قاف) در ساخت و ارائه گزاره‌های تصویری آیات قرآن بپردازد و حروفی که بر بالاروندگی، تفخیم و گستردگی دلالت می‌کند را بررسی کند. در واقع مقاله با تکیه بر روش توصیفی - تحلیلی می‌کوشد کارکردها و دلالت‌های حروف استعلاء را در واژگانی که از ظرفیت تصویری برخوردارند استخراج و بررسی کند و سهم حروف استعلاء را در چگونگی تکوین و انتقال این تصاویر نقد و تبیین کند. نتیجه پژوهش نشان می‌دهد که حروف استعلاء در کلماتی که از ظرفیت بصری برخوردار است به کار رفته و ابعاد تصویر را از جهت صعود، شدت، تفخیم گستردگی نشان داده است. این حروف در سازگاری کامل با تصاویر مختلف قرآنی قرار دارد و برای ساخت تصاویر مربوط به تعالی معنوی انسان، بیان تقوا و ترسیم صحنه‌هایی از بهشت و جهنم به طور مؤثر به کار رفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>توانمندی قرآن کریم در استفاده از سازوکارهای زبانی در تفهیم اراده جدّی</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_236356.html</link>
      <description>پدیده‌ی تکرار یکی از روش‌های بیانی قرآن کریم است و لازمه‌ی تبیین بعضی از جنبه‌های اعجاز ادبی این کتاب، فهم کارکرد این پدیده و نحوه‌ی تبلور آن در کلام الهی است. این پدیده از جمله موضوعاتی است که نقش مؤثری در کشف ظرایف و جنبه‌های زیباشناختی قرآن دارد. اهمیت این موضوع به ویژه از آن جهت است که تکرار در قرآن برای منکران و کافران راهی به سوی طعنه و افترا زدن به این کتاب آسمانی است. برخی تکرار را حشو و اضافه‌ای بیهوده می‌دانند که هیچ ضرورتی ندارد. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به دنبال تحلیل و بررسی جلوه‌های حضور تکرار در دو جزء 27 و 29 قرآن کریم است تا هم به زیبایی شناسی موسیقی تکرار در این دو جزء بپردازد و اهداف کاربردی آن را در این جزءها را بیان کند. نتایج این پژوهش نشان‌دهنده‌ی آن است که تکرار در این متن معجز نه حشو و زائد که حامل معانی و مفاهیمی است که به کاربرد آن بعدی نشانه شناسانه داده و در واقع آن الفاظ ترسیم کننده دلالت‌های چون: مدح و بزرگداشت، اظهار درد و اندوه، تعظیم و تهدید، تحقیر و تحکم، فخر، حسرت و ترغیب مخاطب در قبول کلام کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>همنشینی پارادوکسیکال &amp;laquo;قدرت و قهاریت الهی&amp;raquo; با &amp;laquo;حلم و بخشش&amp;raquo; به مثابه الگویی از سبک منحصر به فرد قرآن در آیه 41 فاطر</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_236424.html</link>
      <description>این پژوهش به تحلیل یک پدیده سبکی منحصر به فرد در آیه ۴۱ سوره فاطر، یعنی هم‌نشینی قدرت کیهانی و حلم و غفران، می‌پردازد و آن را به مثابه یک الگویی از سبک منحصر به فرد قرآن معرفی می‌کند. مسئله اصلی، چگونگی پیوند هنرمندانه و معنادار میان دو مفهوم ظاهراً متضاد اِمساک (نگه داشتن کیهان) و وصف الهی به حلیم و غفور است. روش تحقیق، مبتنی بر تحلیل سبک‌شناسی ساختاری و تحلیل گفتمان تطبیقی بر روی مجموعه وسیعی از منابع تفسیری است. یافته‌ها نشان می‌دهد این همنشینی، یک شوک معنایی خفیف ایجاد می‌کند. ذهن خواننده که برای شنیدن صفات دیگری از جنس قدرت و جبروت مانند &amp;amp;laquo;عزیز، جبار، منتقم&amp;amp;raquo; آماده شده بود، ناگهان با صفات رحمت مواجه می‌شود. مفهوم قدرت در این آیه، در چهار پارادایم روایی، کلامی، باطنی و علمی بازنمایی شده و حلم نیز به مثابه یک مکانیزم، برای ممانعت از فروپاشی عالم در برابر گناه بشر عمل می‌کند. نوآوری این تحقیق، در شناسایی مکانیسم هم‌جواری پارادوکسیکال است که با ایجاد یک تنش خلاق، قدرت مطلق را به یک قدرت اخلاق‌محور تبدیل می‌کند. این مقاله استدلال می‌کند که این الگو، دارای سه مؤلفه متمایزِ انتزاع متعالی، جامعیت پارادوکسیکال، و تقدم اخلاق بر قدرت است که در کنار یکدیگر، یک الگوی سبکی منحصر به فرد را تشکیل می‌دهند. این الگو، به دلیل تمایز بنیادین با تلقی‌های بشری از قدرت، یکی از مظاهر یا شواهد اعجاز بیانی قرآن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سبک شناسی لایه ای سوره مبارکه بروج</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_236425.html</link>
      <description>سوره مبارکه بروج از سوره‌های مکی با ساختاری منسجم و بیانی قاطع و شیوا، نمونه برجسته‌ای از شاهکارهای ادبی الهی است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر مبانی نظری سبک‌شناسی، به واکاوی دقیق ویژگی‌های سبکی این سوره مبارکه می‌پردازد. هدف اصلی تحقیق، شناسایی عناصر برجسته سبکی در سطوح مختلف زبانی و تبیین نقش آن‌ها در ایجاد انسجام متنی و انتقال مؤثر پیام‌های کلیدی این سوره نظیر سرنوشت مؤمنان و کافران، قدرت مطلق خداوندمتعال و تأثیرگذاری عمیق بر مخاطب است. این مقاله با تحلیل لایه های مختلف زبانی، ادبی و فکری در سطح آوایی، نقش محوری سجع را در ایجاد آهنگ و ریتم قوی آیات آشکار می‌سازد و در سطح لغوی، به بررسی گزینش دقیق واژگان و بار عاطفی و تصویری واژگان کلیدی می‌پردازد. سپس با تحلیل سطح نحوی، کارکرد ساختارهایی مانند جملات کوتاه و کوبنده و ادات تأکید را در القای قاطعیت پیام نشان می‌دهد. در لایه ادبی، نقش مؤثر آرایه‌هایی نظیر کنایه، مجاز، ایغال و مراعات النظیر در عمق بخشیدن به معنا تحلیل می‌گردد. یافته‌ها حاکی از آن است که سبک سوره بروج، سبکی کاملاً منسجم است که در آن تمامی عناصر زبانی و ادبی به ایجاد سبکی متوازن، قاطع و تأثیرگذار منجر شده‌اند. این سبک، نه تنها پیام‌های سوره را به وضوح بیان می‌کند، بلکه با برانگیختن احساس ترس و امید، مخاطب را به تأمل و پذیرش حقیقت فرامی‌خواند. نتایج این پژوهش، ضمن یاری رساندن به درک عمیق‌تر جنبه‌های اعجاز بیانی قرآن کریم ، افق‌های جدیدی را برای پژوهش‌های سبک‌شناختی در سایر متون ادبی می‌گشاید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی انتقادی دیدگاه‌های کلود ژیلیو درباره اعجاز سبک‌شناختی قرآن</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_237010.html</link>
      <description>خاورشناسان معاصر، دیدگاه‌های مختلفی درباره اعجاز سبک‌شناختی قرآن بیان داشته‌اند. برخی به آن باور داشته، برخی دیگر منکر آن بوده و برخی نیز رویه‌ای شکاکانه‌ در این زمینه برگزیده‌اند. در این میان، کلود ژیلیو (Claude Gilliot) خاورشناس فرانسوی، جزو دسته دوم بوده و دیدگاه‌هایی را در انکار اعجاز سبک‌شناختی قرآن مطرح کرده است که در پژوهش حاضر تلاش شده تا با روش توصیفی-تحلیلی این دیدگاه‌ها ارزیابی گردد. دیدگاه‌های ژیلیو در این خصوص، عبارتند از: سبک ویژه قرآن، صرفاً اندیشه‌ای کلامی‌ست که اندیشمندان مسلمان آن را از دل بیان بودن قرآن، بیرون آورده‌اند؛ آن‌ها شعر کهن را در عین اینکه لازم بود برتری مفروض زبان قرآن را تبیین، توجیه و تثبیت کند، در جایگاهی قرار دادند که نتواند با قرآن مقایسه شود. قرآن، برخلاف کتب مقدس دیگر در بیان داستان‌های خود، گسست روایی و تکرار دارد. نقدهای وارد بر این دیدگاه‌ها، به این نحو است: بیان بودن قرآن برخاسته از خود آیات قرآن است؛ استناد اندیشمندان اسلامی به شعر عربی، دلیلی بر ساختگی بودن مسأله اعجاز قرآن نیست؛ قرآن برتری سبک‌شناختی بر شعر عربی دارد؛ گسست روایی و تکرار در بیان داستان‌های قرآن ریشه در تفاوت‌های ساختاری آن با سایر کتب مقدس، از جهت نحوه نزول، نحوه نگارش و سوره‌بندی آن دارد. ضمن این که تکرار در قرآن، دارای فوایدی است که ژیلیو از آنها غافل بوده است. در نتیجه می‌توان گفت که دیدگاه‌های ژیلیو درباره اعجاز سبک‌شناختی قرآن غیرموجه بوده و دیدگاه اندیشمندان مسلمان درباره اعجاز سبک شناختی قرآن ناشی از تفاوت‌های ذاتی بین شعر و قرآن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی طرح واره های تصویری در سور حوامیم با رویکرد زبان شناسی شناختی</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_237073.html</link>
      <description>در بسیاری از متون دینی، به‌ویژه قرآن کریم، مفاهیم انتزاعی از طریق طرح‌واره‌های تصویری بیان می‌شوند که نقشی اساسی در فهم بهتر معنا دارند. سور حوامیم از این منظر قابل توجه‌اند، زیرا ارتباط مفهومی خاصی میان آنها وجود دارد که می‌توان از طریق زبان‌شناسی شناختی و تحلیل این ساختارها، آنها را واکاوی کرد. پژوهش حاضر با رویکرد زبان‌شناسی شناختی و به روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی و تحلیل طرح‌واره‌های تصویری در بافت معنایی این سوره‌ها می‌پردازد تا نقش آن‌ها را در انتقال مفاهیم انتزاعی و نظم درونی سوره‌ها تبیین کند. یافته‌ها نشان می‌دهد سه گونه‌ی اصلی طرح‌واره‌ها‌ی حرکتی، حجمی و قدرتی در سور حوامیم بسامد بالایی دارند و هرکدام در انتقال مفاهیم خاصی ایفای نقش می‌کنند. طرح‌واره‌ی حرکتی، بیش از دیگر انواع، در بازنمایی مفاهیمی چون &amp;amp;laquo;نزول وحی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نجات مؤمنان&amp;amp;raquo;، و &amp;amp;laquo;عذاب اخروی&amp;amp;raquo; به کار می‌رود و از طریق مفاهیمی همچون جهت‌مندی، پویایی و حرکت به بالا یا پایین، سیر نزول و صعود معنایی را توضیح‌پذیر می‌سازد. طرح‌واره‌ی حجمی، در توصیف مفاهیمی مانند &amp;amp;laquo;کلیدهای آسمانی و زمینی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;پوشش بر قلب‌ها&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;غوطه‌وری در باطل&amp;amp;raquo;، فضاهای محصور و مرزدار ذهنی را ترسیم می‌کند و محدودیت یا گشودگی معرفتی را مجسم می‌سازد. در مقابل، طرح‌واره‌ی قدرتی مفاهیمی نظیر &amp;amp;laquo;عذاب امت‌های گذشته&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تکبر در برابر آیات الهی&amp;amp;raquo;، و &amp;amp;laquo;پناه بردن از وسوسه‌های شیطان&amp;amp;raquo; را از رهگذر تعامل نیروها، مقاومت، مانع و غلبه معنا می‌بخشد. بر این اساس، می‌توان گفت که نظام طرح‌واره‌ای در سوره‌های حوامیم ساختاری منسجم دارد و در خدمت تبیین پیوند میان صورت‌های زبانی و مفاهیم انتزاعی قرآنی قرار می‌گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حجیت سیاق قرآنی در ترازوی نقد( (با تأکید بر دیدگاه مفسران و اصولیان شیعی)</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_239249.html</link>
      <description>یکی از قراین مهم در فرایند تفسیر قرآن کریم قرینۀ سیاق است. با این‌همه در مواردی، برخی از مفسران، به‌ویژه نویسندۀ المیزان تفسیر فارغ از سیاق و به تعبیری «غض عن السیاق» را نیز حجّت و معتبر دانسته‌اند؛ دیدگاهی که دو مسئلۀ «حجیت یا عدم حجیت سیاق قرآنی» و چگونگی امکان‌پذیری نگاه مستقل از سیاق را فرا روی پژوهندگان قرار داده است. جستار حاضر با هدف دستیابی به دیدگاه صائب در حلّ مسائل یادشده، آرا و رویکردهای گوناگون عالمان علوم قرآنی، مفسّران و فقیهان را دربارۀ اعتبار سیاق قرآنی به شیوۀ کتابخانه‌ای و مبتنی بر روش تحلیلی‌ـ‌ انتقادی و براساس تضارب ادلّه مورد بررسی و نقد قرار داده و به این نتیجه دست یافته است که بر پایۀ استقرای ویژگی‌های سیاق  در سبک بیان قرآنی (ذومراتب و شناور بودن و تنوّع کارکردی)، «حجیت نسبی سیاق قرآنی» را باید دیدگاه برگزیده دانست. با اتخاذ دیدگاه یادشده نقائص دیگر رویکردها برطرف شده و امتیازات آن‌ها پوشش داده می‌شود. همچنین مسئلۀ تعارض میان نگاه استقلالی و حجیت سیاق، براساس «دیدگاه حجیت نسبی» قابل‌ حل بوده و چشم‌پوشی از برخی مراتب سیاق، توجیه‌ علمی خواهد داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل معناشناختی واژه &amp;laquo;صریم&amp;raquo; (سوره قلم: 20) در پرتو نظریه‌ی فضاهای ذهنی</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_239392.html</link>
      <description>این پژوهش با تدبّر مکرّر در آیه ۲۰ سوره‌ی مبارکه‌ی قلم و سیاق داستانی آن، بر این فرض استوار است که معناشناسی شناختی می‌تواند در فهم آیه چارچوبی روشمند فراهم آورد و به کاهش پراکندگی تفسیری و ترجمه‌ای کمک کند. هدف اصلی پژوهش، تبیین کارآمدی نظریه فضاهای ذهنی در تحلیل واژه قرآنی &amp;amp;laquo;صَرِیم&amp;amp;raquo; است. روش تحقیق توصیفی‌ـ‌تحلیلی و مبتنی بر چارچوب زبان‌شناسی شناختی است. در این راستا، ابتدا معانی لغوی &amp;amp;laquo;صریم&amp;amp;raquo; در منابع لغوی کهن و برخی تفاسیر بررسی شد و سپس با توجه به سازوکارهای فضاهای ذهنی و عناصر تصویری متن، تحلیل معنایی دقیق‌تری ارائه گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد که رویکرد معناشناسی شناختی، از طریق تحلیل تعامل سیاق، پیش‌انگاری‌ها و ساختارهای مفهومی، امکان تبیین لایه‌های عمیق‌تر معنا را در این آیه فراهم می‌سازد؛ به‌گونه‌ای که &amp;amp;laquo;صریم&amp;amp;raquo; نه صرفاً گزارشی از وضعیت ظاهری باغ، بلکه عنصری معنایی در ساخت روایت جزا و کنش تلقی می‌شود. این رویکرد، در مقایسه با خوانش‌های سطح‌محور، فهمی منسجم‌تر و بافت‌مندتر از واژگان قرآنی ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نشانه معناشناختی &amp;laquo;نفس مطمئنه&amp;raquo; در قرآن</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_242434.html</link>
      <description>نشانه معناشناختی به بررسی و تحلیل چگونگی شکل‌گیری و تولید معنا در یک نشانه (مانند یک کلمه، مفهوم، تصویر، یا رفتار) و همچنین روابط آن با سایر نشانه‌ها در یک بافتار خاص می‌پردازد. این رویکرد به دنبال درک عمیق‌تر معنا و چگونگی ارتباط آن با ذهن و فرهنگ است. یکی از تعابیر بسیار معروف در فرهنگ دینی، نفس مطمئنه است که می توان از این منظر نگاهی دوباره بدان انداخت. آیات متعددی در قرآن کریم، اطمینان را به اشکال مختلف ذکر می‌کنند از جمله، کسی که به پروردگارش اطمینان دارد، کسی که در رفاه و بلا، در بسط و قبض، در منع و عطا و... اطمینان دارد. کسی که اطمینان دارد شک نمی‌کند، بنابراین منحرف نمی‌شود، کسی که اطمینان دارد در راه سست نمی‌شود، و در روز وحشت و هراس وحشت نمی‌کند. چنین کسی دارای نفس مطمئنه است. این جستار تلاش دارد این مفهوم قرآنی را از جنبه های مختلف بررسی و تبیین نماید، با طرح این سوال که کارکرد نشانه معناشناختی این تعبیر دینی چیست. برای پاسخ به این پرسش از روش تحلیلی ـ توصیفی استفاده شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که این مفهوم، نه تنها یک حالت معنوی، بلکه الگویی کامل از سلامت روان در بالاترین سطح را ارائه می‌دهد که با یافته‌های روانشناسی معاصر نیز همخوانی دارد، همچنین نمادِ نهایی تکامل روح انسان است</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اشتراکات وافتراقات سبک مولوی ازقصص قرآنی انبیاءدر مثنوی با تفسیر المیزان</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_242435.html</link>
      <description>قصص ،ظرفیتی بی بدلیل برای انتقال معانی و مفاهیم عمیق و دقیق بصورت جذاب و تاثیرگذار است . در این بین ، قصص قرآنی انبیاء به دلیل اتصال و نقل از منبع لایزال وحی جایگاه ویژه ای دارد. مولوی و علامه طباطبایی قصص قرآنی را ابزاری برای هدایت انسان و مایۀ عبرت گیری برای اقوام و جوامع بشری می دانند. آنان اصلی ترین و مهمترین منبع و مأخذ برای قصص انبیاء الهی را ، قرآن معرفی می کنند. و بر این باورند که برای فهم قرآن ، باید از خود قرآن استفاده کرد. لذا با توجه به این اشتراک نظرآنان در فهم فرآیند آیات قرآن با استفاده از خود قرآن ، پژوهش حاضر بر آن است تا با روش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی به ارزیابی اشتراک و افتراق سبکی مولانا در مثنوی و علامه در المیزان نسبت به قصص قرآنی انبیاء یونس ، ایوب و ادریس علیهم السلام داشته باشد. یافته های پژوهش حاکی از این است که دیدگاه مولوی و علامه طباطبایی در غالب موضوعات پیرامونی انبیاء مورد مطالعه مشترک بوده جز این که در خصوص کیفیت ابتلاء ات حضرت ایوب (ع) و مسأله رفعت مکانی حضرت یونس(ع) برداشت ها و تفاوت دیدگاه وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی سبک‌شناختی و تحلیل تطبیقی دلالت‌های معنایی، بلاغی و آوایی دو واژه &amp;laquo;خاشعة&amp;raquo; و &amp;laquo;هامدة&amp;raquo; در قرآن کریم</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_244212.html</link>
      <description>یکی از مؤلفه‌های بنیادین اعجاز بیانی قرآن کریم، نظام‌مندی دقیق در گزینش واژگان و تناسب آن‌ها با سیاق معنایی، غایت هدایتی و ساختار بلاغی آیات است. در میان آیات مرتبط با توصیف طبیعت، به‌ویژه زمین پیش از نزول باران، دو واژه &amp;amp;laquo;هامدة&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;خاشعة&amp;amp;raquo; به‌کار رفته‌اند که در نگاه نخست، بیانگر وضعیتی مشابه تلقی می‌شوند. با این حال، بررسی دقیق نشان می‌دهد که این دو واژه نه مترادف، بلکه واجد کارکردهای معنایی، سیاقی و بلاغی متمایز هستند. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی میان‌رشته‌ای و با بهره‌گیری از تحلیل لغوی، سیاقی، سبک‌شناختی و آوایی، به واکاوی تفاوت‌های دلالی این دو واژه در قرآن کریم می‌پردازد. نتایج نشان می‌دهد که &amp;amp;laquo;هامدة&amp;amp;raquo; در سیاق اثبات معاد و احیای پس از مرگ، تصویری از فقدان کامل حیات و خمودگی فیزیکی زمین ارائه می‌دهد، در حالی که &amp;amp;laquo;خاشعة&amp;amp;raquo; در بافت آیات نشانه‌شناختی و عبادی، دلالت بر سکون توأم با فروتنی و آمادگی وجودی زمین برای دریافت فیض الهی دارد. نوآوری این پژوهش در ارائه الگویی تحلیلی است که فراتر از گزارش آرای مفسران، با تبیین پیوند میان ساخت صوتی واژه، تصویر بلاغی و غایت سیاقی آیه، نشان می‌دهد که گزینش این دو واژه در قرآن، مبتنی بر نظامی دقیق و هدفمند است. یافته‌های مقاله تأیید می‌کند که واژگان قرآنی نه‌تنها حامل معنا، بلکه ابزار فعال هدایت ادراکی و زیبایی‌شناختی مخاطب‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل زبانشناختی ارتباط معنا و رسم الخط در قرآن (بررسی موردی رسم الخط الف قائمه وسط واژگان همسان)</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_244495.html</link>
      <description>در رسم المصحف که در حال حاضر در قرآن به خط عثمان طه به کار رفته است، در موارد متعدد یک کلمه با رسم الخط‌های مختلف به کار رفته یا رسم الخط یک کلمه با رسم الاملاء آن متفاوت است. جهت بررسی این مسأله، نگارنده با بهره گیری از نظریه بهینگی، ابتدا تلاش می‌کند علت زبانشناختی این تفاوت را تبیین و سپس با بهره‌گیری از نظریه استعاره مفهومی، کارکرد معنایی این تفاوت را با محوریت نگارش و عدم نگارش الف در وسط واژگان همسان، مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. بر اساس یافته‌ها، این اختلاف در رسم الخط کلمات، پدبده‌ای زبانشناختی است که انتقال دهنده ویژگی‌های آوایی واژه بوده و این ویژگی کاملا در خدمت معنا است. کارکرد معنایی نگارش و عدم نگارش الف نیز با موقعیت قرار گرفتن حرف الف در وسط واژه ارتباط دارد. فاصله گذاری بین دو حرف توسط الف به صورت استعاری و درقالب استعاره &amp;amp;laquo;نگارش الف به مثابه وجود فاصله مکانی&amp;amp;raquo; مبنای بسط استعاری قرار گرفته و معانی حوزه مکان در حوزه واژه وارد شده است. مفاهمی مثل حرکت و عدم حرکت و... که مرتبط به حوزه مکان است با توجه به سیاق و سباق کلام از نگارش و عدم نگارش الف در واژگان همسان قابل فهم و برداشت است. انعکاس این معانی در ساختار زبان فارسی در مواردی دشوار است و ترجمه‌های قرآن توجه جدی به آن نداشته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سبک‌شناسی انتقادی گفتمان نفاق در قرآن بر مبنای نظریه فاولر</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_244496.html</link>
      <description>مسأله پژوهش حاضر، شناخت پیچیدگی‌های گفتمان نفاق در قرآن کریم است؛ گفتمانی که در آن منافقان با بهره‌گیری از ساختارهای زبانی، در تلاش‌اند تا ایدئولوژی کفرآمیز خود را زیر پوشش ادعای ایمان پنهان سازند و از پذیرش مسئولیت اعمال مخرب خویش شانه خالی کنند. بر این اساس، هدف این پژوهش، افشای مکانیزم‌های ایدئولوژیک پنهان منافقان و تبیین الگوهای مقابله‌ای قرآن در خنثی‌سازی این رویکرد فریبکارانه است. این مطالعه با روش توصیفی-تحلیلی و از منظر سبک‌شناسی انتقادی با تکیه بر چارچوب نظری راجر فاولر انجام می‌پذیرد؛ زیرا زبان هرگز خنثی نیست و ساختارها ایدئولوژی را بازتولید می‌کنند. تحلیل‌ها بر دو سازوکار اصلی نحوی متمرکز است: نظام &amp;amp;laquo;گذرایی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;وجه‌نمایی&amp;amp;raquo;. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که در حوزه گذرایی، منافقان عاملیت اعمال منفی (مانند فساد) را با تغییر مسیر فرآیند از مادی (عمل موقت) به رابطه‌ای (صفت دائمی) سلب می‌کنند تا مسئولیت را از خود دور سازند. با این حال، گفتمان قرآن این استراتژی را با تحمیل مجدد عاملیت در ساختاری قاطع و پیوند آن با فرآیند ذهنی معیوب (فقدان شعور) باطل می‌کند و عاملیت فریب آنان را با ساختار حصر بر خودشان منعکس می‌سازد. در حوزه وجه‌نمایی نیز، منافقان برای جبران فقدان صداقت درونی، از تراکم ادوات تأکید قوی بهره می‌برند. گفتمان انتقادی قرآن، این ادعای معرفتی دروغین را با ساختار نفی مطلق رد کرده و ضعف تعهد رفتاری آنان نسبت به واجبات را از طریق قیود حالت ضعیف (مانند کسالت و کراهت) فاش می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ویژگی‌ها و نشانه‌ها‌ی کافران در سوره‌ی محمد براساس عوامل پیوستگی و انسجام دوبوگراند و دسلر</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_244497.html</link>
      <description>خداوند متعال در سوره‌ی محمد به شرح حال گناهکاران و نیکوکاران پرداخته است. با توجه به اینکه حوادث و رویدادهای این سوره بصورت مرتبط و پیوسته بیان شده‌اند، ارتباط اجزای متن از طریق عوامل روساختی انسجام و زیرساختی قابل دریافت است.. "دوبوگراند" و "دسلر" در مطالعات معناشناسانه‌ی خود، عوامل چهارگانه‌ای را معرفی کرده است که همه‌ی ابعاد لغوی و غیرلغوی متن را در برمی‌گیرند. براساس نظریه‌ی آنها، تحقق متن‌وارگی در یک متن مستلزم حضور هفت معیار است که عبارتند از: پیوستگی، انسجام، بینامتنیت، هدفمندی، حاوی اخباری بودن، موقعیت، پذیرفتنی‌بودن. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی به بررسی ویژگی کافران براساس عوامل پیوستگی و انسجام طبق نظریه‌ی دوبوگراند و دسلر پرداخته است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که با توجه به عوامل انسجام در سوره‌ی محمد؛ از جمله تکرار عینی، ارجاع ضمایر و حذف و وصل، شخصیت انسان کافر در کنار انسان مؤمن مورد توجه قرار گرفته است. همچنین کفر بصورت سلسله‌مراتبی مطرح شده است که از نفاق، مرض درونی و لجاجت کافران آغاز می‌شود. در نتیجه، انسان کافر به خدا و رسول خدا ایمان ندارد و در زمین اعمال ناپسند انجام می‌دهد. با توجه به انواع عوامل پیوستگی، می‌توان گفت که لجاجت نسبت به خدا، پیامبر و آنچه پیامبر از جانب خدا نازل کرده است، سبب می‌شود که انسان کافر به گناه روی آورد و در زمین فساد کند و بدین ترتیب دروغگو، بخیل شود؛ زیرا به آنچه حق است ایمان ندارد و به کلام باطل ایمان می‌آورد و لجاجت، نفاق، بخل، ویژگی‌های شخصیتی وی در جامعه است</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی مرز حقیقت و مجاز در قرآن بر اساس دیدگاه‌های کلامی علامه طباطبایی، زمخشری و فخر رازی (مطالعه موردی آیات قیامت در جزء سی‌ام)</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_247155.html</link>
      <description>یکی از مباحث بنیادین در فهم زبان قرآن، چگونگی تبیین نسبت میان حقیقت، مجاز، استعاره و واقعیت در آیات ناظر به جهان آخرت است. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و رویکرد تطبیقی، دیدگاه‌های زمخشری، فخر رازی و علامه طباطبایی را درباره‌ی کاربرد حقیقت و مجاز در آیات منتخب قیامت در جزء سی‌ام قرآن بررسی می‌کند. مسئله‌ی اصلی پژوهش آن است که این سه مفسر، باتوجه‌به مبانی تفسیری و کلامی خود، چگونه میان ظاهر الفاظ، امکان تأویل، کارکردهای بلاغی تعابیر و واقع‌نمایی زبان قرآن در توصیف قیامت نسبت برقرار کرده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که تحلیل مجاز و استعاره در این آیات، تنها با بررسی معنای لغوی الفاظ کامل نمی‌شود، بلکه به محورهایی چون حجیت ظواهر الفاظ، حدود تأویل، نقش قرینه، جایگاه عقل و مبانی کلامی، نسبت مجاز و استعاره با بلاغت قرآن و واقع‌نمایی زبان قرآن وابسته است. فخر رازی در بیشتر نمونه‌های بررسی‌شده بر حفظ ظهور لفظی و پرهیز از تأویل بی‌قرینه تأکید می‌کند و تعابیر قیامت را ناظر به واقعیت‌های عینی آخرت می‌داند. زمخشری باتکیه‌بر مبانی معتزلی و رویکرد بلاغی، ظرفیت تصویری، کنایی و تقریبی زبان قرآن را برجسته می‌سازد. علامه طباطبایی نیز با دیدگاه شیعی و نگاه عقلی - تفسیری، میان ظاهر لفظ، حقیقت اخروی و مراتب عمیق‌تر معنا پیوند برقرار می‌کند. برآیند پژوهش نشان می‌دهد که کارکردهای بلاغیِ آیات قیامت، به‌ویژه مجاز و استعاره، در برابر حقیقت اخروی قرار نمی‌گیرند، بلکه در نمونه‌های بررسی‌شده، شیوه‌ای برای تقریب، تبیین و انتقال آن حقیقت‌اند؛ ازاین‌رو، تفاوت در فهم این تعابیر بیش از آنکه صرفاً زبانی باشد، با مبانی تفسیری و کلامی مفسران پیوندی وثیق دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی وجوه بلاغی کاربرد &amp;laquo;ذائِقَةُ الْمَوْت&amp;raquo; از منظر مفسران</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_247577.html</link>
      <description>تعبیر قرآنی &amp;amp;laquo;کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ&amp;amp;raquo; از تعبیرهای تأمل‌برانگیز قرآن در بیان حقیقت مرگ است؛ زیرا در آن، مرگ با واژه‌ای بیان شده که در اصل برای ادراک چشایی و تجربه مستقیم به‌کار می‌رود. مسئله اصلی این پژوهش آن است که کاربرد &amp;amp;laquo;ذائقه&amp;amp;raquo; در کنار &amp;amp;laquo;موت&amp;amp;raquo; از چه وجوه بلاغی برخوردار است و این تعبیر، چه افزوده معنایی نسبت به کاربردهای مستقیم‌ترِ مرگ در قرآن ایجاد می‌کند. با وجود توجه مفسران و بلاغیان به این تعبیر، تبیین منسجم وجوه بلاغی آن، به‌ویژه از منظر نسبت میان معنای لغوی &amp;amp;laquo;ذوق&amp;amp;raquo; و تجربه وجودی مرگ، کمتر به‌صورت مستقل بررسی شده است. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر آیات قرآن، منابع لغوی، تفسیری و بلاغی، به تحلیل کاربرد &amp;amp;laquo;ذائقة الموت&amp;amp;raquo; در قرآن کریم پرداخته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که گزینش واژه &amp;amp;laquo;ذوق&amp;amp;raquo; برای مرگ، افزون بر دلالت بر حتمیت و عمومیت مرگ، بر ادراک شخصی، حضوری و گریزناپذیر آن نیز تأکید دارد. همچنین این تعبیر از جهت بلاغی می‌تواند ناظر به گونه‌ای استعاره یا مجاز باشد که در آن مرگ همچون امری قابل چشیدن و تجربه‌کردن تصویر می‌شود؛ تصویری که شدت مواجهه انسان با مرگ و انتقال او از آگاهی نظری به ادراک عینی را برجسته می‌سازد. نتیجه آنکه تعبیر &amp;amp;laquo;ذائقة الموت&amp;amp;raquo; صرفاً گزارشی از وقوع مرگ نیست، بلکه با ساختاری فشرده و بلاغی، حقیقتی وجودی، فراگیر و تجربه‌پذیر را درباره سرنوشت انسان بیان می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زیبایی‌شناسی تکرارهای نامرئی در سوره اللیل</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_247578.html</link>
      <description>تکرارهای نامرئی در زبان‌شناسی به شیوه هایی دلالت می کند که در آن‌ها یک بن‌مایه یا عنصر زبانی، بدون تکرار مستقیم کلمات، به صورت پنهان و غیرمستقیم در متن انعکاس می‌یابد تا انسجام و تأثیرگذاری آن را افزون سازد. این تکنیک، زیبایی‌شناسی و بلاغت متن را تقویت کرده و پیام را به صورتی تأثیرگذار و ناخودآگاه به مخاطب منتقل می‌کند. هدف این پژوهش، نشان دادن این است که به چه نحو این فن‌ ادبی، سازوکار و معنای سوره را تقویت کرده و تأثیر آن را بر مخاطب پرمعناتر می‌سازد. این مقاله در چارچوب شیوۀ توصیفی- تحلیلی، تکرارهای نامرئی را در سورۀ مبارکه اللیل واکاوی کرده است. یافته‌های پژوهش نشانگر آن است که تکرارهای نامرئی، ساختاری یکپارچه و دلنشین خلق می‌کنند. این تکرار‌ها مانند نخ‌های نامرئی، بخش‌های گوناگون سوره را به هم مرتبط ساخته و سبب می‌شوند آیات به شکل یک پیکره هماهنگ درک شوند. این تکرارها بر تضاد و دوگانگی‌ها، مانند تقابل شب و روز یا بخشش و بخل، تصریح می‌کنند. بعلاوه با آفرینش ضرباهنگ و آهنگ درونی، به شیوایی سوره افزوده و مفهوم آن را از یک کلام بی‌اثر فراتر می‌برند. این تکنیک به صورت ناخودآگاه در ذهن مخاطب نفوذ کرده و مضمون اصلی سوره را به شکلی کارآمد و ثابت مستحکم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سبک‌شناسی شناختی اسامیروز قیامت در قرآن</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_247836.html</link>
      <description>مسئله قیامت از بنیادی‌ترین آموزه‌های قرآن کریم است و تنوع چشمگیر اسامی آن از برجسته‌ترین ویژگی‌های زبانی و بیانی قرآن به شمار می‌آید. هر یک از این اسامی جنبه‌ای از حقیقت چندلایه رستاخیز را بازنمایی می‌کند و بر اساس سازوکارهای شناختی خاصی در ذهن مخاطب تصویرسازی می‌نماید. پژوهش حاضر با رویکرد سبک‌شناسی شناختی به تحلیل اسامی قیامت در قرآن می‌پردازد و می‌کوشد نشان دهد که چگونه این نام‌ها از طریق فعال‌سازی طرح‌واره‌های شناختی، استعاره‌های مفهومی، فضاهای ذهنی و شبکه‌های معنایی، تصویری درهم‌تنیده و تأثیرگذار از روز رستاخیز ارائه می‌کنند. روش پژوهش توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی است و داده‌های آن شامل اسامی قیامت در سراسر قرآن کریم می‌باشد. تحلیل بر مبنای شش مؤلفه شناختی انجام شده است: طرح‌واره‌های تصویری، استعاره‌های مفهومی، نقش‌آفرینی آوایی، فضاهای ذهنی، برجسته‌سازی (highlighting) و بسامد معنایی. یافته‌ها نشان می‌دهد که اسامی قیامت نه مجموعه‌ای از مترادف‌ها، بلکه نظامی مفهومی‌اند که سه حوزه اصلی شناختی را فعال می‌کنند: حوزه &amp;amp;laquo;حادثه ناگهانی و کوبنده&amp;amp;raquo; (القارعة، الحاقّة، الصاخّة)، حوزه &amp;amp;laquo;دادگاه و داوری&amp;amp;raquo; (یوم‌الدین، یوم‌الحساب، یوم‌الفصل) و حوزه &amp;amp;laquo;تحول کیهانی و فروپاشی&amp;amp;raquo; (الطامّة، الواقعة). این الگوهای شناختی از طریق موسیقی واژگانی، ساختارهای آوایی و شبکه‌های معنایی در ذهن مخاطب ادراک‌های متفاوت اما مکملی از قیامت پدید می‌آورند. نتایج نشان می‌دهد که قرآن از اسامی قیامت به‌مثابه سازوکاری شناختی&amp;amp;ndash;بلاغی بهره می‌گیرد تا تجربه ذهنی مخاطب از رستاخیز را تقویت، عمیق و سازمان‌دهی کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی تقابل گفتمانی حزب الله و حزب شیطان در سوره انفال براساس نظریه لاکلا و موفه</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_250238.html</link>
      <description>تقابل میان جبهه ایمان و جبهه کفر یکی از ساختارهای معنایی مهم در سوره انفال است که در قالب مرزبندی میان &amp;amp;laquo;حزب‌الله&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;حزب‌الشیطان&amp;amp;raquo; بازنمایی می‌شود. مسئله اصلی این پژوهش آن است که این سوره چگونه از طریق سازوکارهای گفتمانی به بازتولید هویت مؤمنان و تمایز آن از دیگری می‌پردازد. این مقاله با تکیه بر نظریه گفتمان لاکلا و موفه و با روش توصیفی- تحلیلی به تحلیل چگونگی شکل‌گیری این تقابل گفتمانی در سوره انفال می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که متن سوره از طریق فرایند مفصل بندی، عناصری چون ایمان، اطاعت از پیامبر، جهاد، صبر و نصرت الهی را در یک زنجیره معنایی گرد آورده و هویت &amp;amp;laquo;حزب‌الله&amp;amp;raquo; را تثبیت می‌کند، در حالی که عناصری مانند کفر، نفاق، وسوسه شیطانی و خیانت در سوی مقابل قرار گرفته و هویت &amp;amp;laquo;حزب‌الشیطان&amp;amp;raquo; را شکل می‌دهند. در این میان، غیریت‌سازی به‌عنوان سازوکار اصلی گفتمان، مرز میان &amp;amp;laquo;خودی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;دیگری&amp;amp;raquo; را تثبیت کرده و از طریق برجسته‌رانی، صفات مثبت به جبهه مؤمنان و صفات منفی به جبهه مقابل نسبت داده می‌شود. همچنین روایت جنگ بدر و بازنمایی یاران اندک پیامبر جماعتی برخوردار از تأیید الهی، کارکردی اسطوره‌ای می‌یابد؛ زیرا این روایت یک رخداد تاریخی را به الگویی هویت‌ساز برای تثبیت گفتمان حزب‌الله در برابر حزب‌الشیطان تبدیل می‌کند. بر این اساس، سوره انفال را می‌توان متنی دانست که از طریق سازوکارهای گفتمانی، تقابل هویتی میان دو جبهه را معناپردازی و تثبیت می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نشانه‌شناسی متنی سورۀ شمس؛ بازخوانی فرآیند دلالت بر پایۀ نظریۀ خوانش پس‌نگر ریفاتر</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_250600.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، تبیین پیوستگی اندام‌وار سورۀ شمس و ارائۀ پاسخی تحلیلی به شبهۀ گسست ساختاری میان سوگندهای کیهانی، تزکیۀ نفس و داستان قوم ثمود است. بدین منظور، از نشانه‌شناسی متنی مایکل ریفاتر استفاده شد؛ این نظریه با تمایز میان &amp;amp;laquo;معنای ارجاعی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;دلالت ادبی&amp;amp;raquo;، گسست‌های ظاهری متن را &amp;amp;laquo;ناقض‌هایی معنایی&amp;amp;raquo; برای تحریک ذهن مخاطب در خوانش پس‌نگر می‌داند. یافته‌های چهارگانۀ تحقیق نشان می‌دهند متن با این محرک‌ها، مخاطب را از معنای خطی به ساحت دلالت ثانویه هدایت می‌کند. در این خوانش، هندسۀ واژگانی سوره بر دو انباشت متقابل &amp;amp;laquo;روشنایی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ظلمت&amp;amp;raquo; صورت‌بندی شده است که بستری برای انتقال ویژگی‌های بصری طبیعت به رفتارهای پنهان نفس فراهم می‌سازد. بر این اساس، کل سوره، اشتقاقی از یک ماتریس زیرساختی و انتزاعی با عنوان &amp;amp;laquo;تقابل سازش‌ناپذیر تجلی وجودی (نور) و تقلیب متمردانه (تاریکی)&amp;amp;raquo; است. این فرآیند، هم‌ارزی میان &amp;amp;laquo;ناقه‌الله&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نفس انسانی&amp;amp;raquo; را تبیین می‌کند؛ به گونه‌ای که به‌نظر می‌رسد کشتن ناقه (عقر) بازنمایی عینی &amp;amp;laquo;تدسیۀ نفس&amp;amp;raquo; و عذاب ثمود (دمدمه)، تبیین‌گر تاریخی خسران باطنی است. این تحقیق با تبیین انسجام سوره از مجرای محض متنیت، کارآمدی نقد مدرن را در بازنمایی اعجاز ساختاری قرآن نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واژه &amp;laquo;مُخرِج&amp;raquo; در آیه ۷۲ سوره بقره؛ تحلیلی بر پایه نظریه ماضی کنونی‌نما</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_254286.html</link>
      <description>ماضی کنونی‌نما، به‌عنوان مابه‌ازای کارکردیِ &amp;amp;laquo;حکایت حال گذشته&amp;amp;raquo;، ساختارهایی مانند اسم فاعل و فعل مضارع را تبیین می‌کند که با تأثیر از قرائن سیاقی، رویداد گذشته را به‌صورت ملموسی بیان می‌کنند. پژوهش حاضر با رویکردی دلالت شناختی و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به بررسی واژه مُخرِج در آیه 72 سوره بقره پرداخته است؛ سوال این است که ساختار ماضی کنونی نما در واژه مُخرِج آیه مذکور بیانگر چه مفهومی است؟ در راستای بررسی این نظریه آراء بزرگانی چون رضی الدین استرآبادی، ابن هشام انصاری و سیوطی طرح و تبیین‌شد، براساس دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی این نتیجه به دست آمد که واژه &amp;amp;laquo;مُخرِج&amp;amp;raquo; در بافت سیاقی این آیه بر حتمیت و قطعیت وقوع فعل در آینده نزدیک و بر استمرار این صفت فعلی الهی دلالت دارد و بیانگر آن است که نتیجه فعلی که انجام گرفته است (قتلتم نفسا) چنان حتمی است که گویی در گذشته رخ داده و اکنون جزو قطعیات مسلم است و با توجه به عناد یهود عصر نزول که در سیاق آیات قبل و بعد این آیه به پنهان کاری و جدال آنان اشاره شده، کاربرد مخرج فراتر از معنای صرفی خود رفته و بر نوعی هشدار قاطع و علم ازلی و قدرت مطلق الهی و ایجاد تناسب سیاقی میان کتمان گذشته و رسوایی حال یهود دلالت دارد</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی نشانه‌شناختی و دلالت‌های رمزی در رویکرد روایی قرآن کریم؛ مطالعه موردی: سرگذشت بنی‌إسرائیل</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_254287.html</link>
      <description>بیان مسئله: قصص قرآن فراتر از وقایع‌نگاری تاریخی، واجد شبکه‌ای از رمزگان‌های نشانه‌شناختی و هدایتی هستند. مسئله پژوهش حاضر، کشف سازوکار تولید معنا و بازشناسی نظام نشانه‌ها در کلان‌روایت سرگذشت بنی‌إسرائیل به‌مثابه آیینه‌ای از رفتار جمعی انسان در مواجهه با وحی است.هدف: هدف این تحقیق، واکاوی کارکرد نشانه‌شناختی عناصر روایی سرگذشت بنی‌إسرائیل و تبیین پیوند فرم با لایه‌های عمیق معنایی است.روش‌شناسی: این مطالعه با روش &amp;amp;laquo;تحلیلی‌ـ‌استنباطی&amp;amp;raquo; و رویکرد نشانه‌شناسی روایت (الگوی ساختارگرا و کنش‌گرایانه گریماس)، به تحلیل بافتار زبانی، تقابل‌های دوگانه و دلالت‌های آیات بر پایه منابع معتبر تفسیری و زبانی پرداخته است.یافته‌ها: منظومه نشانه‌ای این روایت در چهار ساحت صورت‌بندی می‌شود: ۱) شخصیت‌ها: هارون (ع) نشانه حلم و توازن رهبری، قارون نماد تکاثر ثروت و غرور علمی، و سامری مظهر انحراف نخبگانی و دستکاری باورهاست؛ ۲) مکان: کوه طور آستانه پیوند ملکوت و ناسوت، دریا مظهر دوگانه رهایی مستضعفان و هلاکت ستمگران، و تقابل مصر و تیه تجسم استبداد و پالایش نسلی است؛ ۳) زمان: تمهیداتی چون فشردگی زمانی، میقات چهل‌شبه و آینده‌نگری، بر قطعیت سنن الهی دلالت دارند؛ ۴) رویدادها: بت‌خواهی نشانه رسوب روان‌شناختی بردگی، و ذبح بقره سازوکاری برای اسطوره‌زدایی و تقدس‌زدایی از ماده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پیکره‌بنیاد گفتمان &amp;laquo;قسم&amp;raquo;: سبک‌شناسی الگوهای سوگند در قرآن بر اساس نظریۀ نقش‌گرای نظام‌مند هلیدی و فرانقش</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_254288.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بازتعریف سوگندهای قرآن کریم به‌مثابه کنش‌های گفتاری مستقل و واکاوی سازوکارهای ایجاد وجهیت و مدیریت فاصله بینافردی بر پایه فرانقش بینافردی نظریه نقش‌گرای نظام‌مند هلیدی انجام شد. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی از نوع پیکره‌بنیاد بود. از میان ۶۲۳۶ آیه قرآن، ۱۱۸ بند حاوی نشانگان سوگند (۸۱ سوگند صریح در ۲۹ سوره) استخراج و با نظام برچسب‌گذاری چهارلایه (نحوی-صوری، وجهی-نگرشی، کارکرد بینافردی و رده‌بندی موضوعی مقسَمٌ‌به) تحلیل گردید. اعتبار یافته‌ها با ضریب کاپای کوهن (۰/۸۷) تأیید، و تحلیل‌ها با تلفیق روش‌های کمّی و کیفی انجام شد. یافته‌ها نشان داد ۴۳ درصد اقسام فاقد فعل صریح و ۲۸ درصد جواب‌های قسم حاوی کنش‌های ترغیبی یا تهدیدی هستند. اثبات شد ساختار &amp;amp;laquo;لا أُقْسِمُ&amp;amp;raquo; منحصراً در ۸ سوره مکی و با هدف ساختارشکنی زبانی برای ایجاد قطعیتی فراتر از نظام معمول وجهیت به‌کار رفته است. تحلیل توزیعِ غیرتصادفی سوگندها، تبعیت کامل آن‌ها از بافت موقعیتی را تأیید کرد. بر مبنای متغیرهای وجهیت و فاصله، گونه‌شناسی بدیعی شامل چهار طبقه &amp;amp;laquo;شهودی-برهانی&amp;amp;raquo; (با استعاره مفهومی)، &amp;amp;laquo;تهییجی-ارزش‌گذار&amp;amp;raquo; (با شوک اخلاقی)، &amp;amp;laquo;انحصاری-قطعی&amp;amp;raquo; (با شکستن عرف زبانی) و &amp;amp;laquo;ترمیمی-ملایم&amp;amp;raquo; (با تکریم مخاطب) ارائه گردید. پژوهش نتیجه می‌گیرد سوگندهای قرآنی، فراتر از تأکید بلاغی، استراتژی‌های ارتباطی پویا برای مهندسی ادراک و اقناع مخاطب هستند. گذار از تحلیل‌های سنتی صوری-موضوعی به روی‌آورد نقش‌گرا، افق‌های تازه‌ای در فهم اعجاز گفتمانی قرآن می‌گشاید و الگویی روش‌مند برای تلفیق زبان‌شناسی پیکره‌ای و تحلیل گفتمان در خدمت تفسیر فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نشانه‌شناختی تقابل &amp;laquo;صوتِ مادی (خُوار) با گفتار وحی&amp;raquo; در روایت قرآنی &amp;laquo;عِجْلًا جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ&amp;raquo;</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_254289.html</link>
      <description>نخستین گام در فهم قرآن، درک هدفمندی شیوه‌های بیانی آن است. قرآن کریم از روش‌های بیانی خاص (از خطاب مستقیم تا استدلال برهانی و عنصر روایتگری و بیان تمثیل‌های قیاسی) بهره می‌برد تا مخاطب را در هر سطح از ادراک، با خود همراه سازد. واژگان خاصی که به عنوان نشانه در قرآن به کار رفته‌اند، نه تنها در کشف لایه‌های معنایی نقش بسزایی دارند، بلکه گاه از رهگذر واکاوی مفاهیم نهفته در آنها، جلوه‌هایی از تقابل‌های دوگانه در تمییز حقیقت از خرافه‌گرایی را آشکار می‌سازد. نشانه‌های زبانی در عبارت قرآنی &amp;amp;laquo;عِجْلًا جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ&amp;amp;raquo;، نشان دهنده تقابل میان مظاهر (خیر و شر، غیبت و حضور، کلام وحی و صوت کاذب، مادی‌گرایی و باور به الهام غیبی، توحید و تجسیم) است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی و با تحلیل نشانه‌های زبانی به کار رفته در آیات روایت کننده جریان انحراف در داستان سامری، سعی در کشف تقابل‌های دوگانه در تبیین مسیر هدایت و انحراف از آموزه‌های وحیانی دارد. نتایج تحقیق بیانگر آن است که واژگان &amp;amp;laquo;عجل، جسد، خُوار و سامری&amp;amp;raquo;، هر کدام نمادی از نوعی تقابل در سطح ادراک از کلام وحی است که &amp;amp;laquo;حس‌گرایی، تجسّم مادی الوهیت، دوگانگی زمانی، تقابل معجزه حسی با معجزه عقلی، نماد فریبکاری و انحراف&amp;amp;raquo;در سطح رفتاری اعتقادی قوم بنی اسرائیل را آشکار می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی طرح‌واره‌های تصویری سوره انعام بر مبنای نظریه زبان‌شناختی جانسون</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_254290.html</link>
      <description>طرح‌واره‌های تصویری که نخستین بار توسط مارک جانسون مطرح شدند، بیانگر پیوند میان تجربه فیزیکی انسان در جهان و ساماندهی افکار انتزاعی از طریق بدن هستند. این نظریه در زبان‌شناسی شناختی، ارتباط بین زبان و اندیشه را برقرار کرده و نشان می‌دهد که چگونه مفاهیم انتزاعی در قالب مفاهیم عینی سازماندهی می‌شوند. زبان قرآن حاوی مضامین و پیام‌های ارزشمندی است که برخی از آن‌ها با طرح‌واره‌های تصویری ساماندهی می‌شوند و مخاطب می‌تواند با تصویرسازی آیات به درک عمیق‌تری از مفاهیم انتزاعی و نامحسوس دست یابد؛ لذا پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به نظریه طرح‌واره‌های تصویری، تحلیل سوره انعام را از سطح معنای ظاهری فراتر برده و به کاوش در لایه‌های مفهومی پنهان می‌پردازد. با اتخاذ این رویکرد شناختی، ساختار درونی سوره انعام به مثابه بخشی از یک معجزه زبانی، از طریق نقش طرح‌واره‌های تصویری متعدد در شکل‌دهی به مفاهیم انتزاعی، رمزگشایی می‌شود. در نتیجه، این مطالعه قابلیت نظریه جانسون را در دستیابی به فهم عمیق‌تر و معانی فراظاهری متن مقدس، به مثابه یک دستاورد پژوهشی مهم، تأیید می‌کند .یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در سوره انعام طرح‌واره‌های حجمی به طور عمده بر مفاهیم رحمت واسعه الهی، شمول علم خداوند و تقابل‌های بنیادین دلالت دارند. طرح‌واره‌های قدرتی بر سازوکارهای کنترلی و رابطه قدرت در کیهان تمرکز دارند و طرح‌واره‌های حرکتی شامل هدایت الهی، سیر در جهان (سیر فی الارض) و بازگشت به سوی مبدأ است و این نوع طرح‌واره از بالاترین بسامد برخوردار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانش شناختیِ &amp;laquo;معیت&amp;raquo; با تکیه بر طرحواره‌های تصویری در قرآن</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_254291.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;معیت&amp;amp;raquo; در معنای حضور و همراهی، یکی از مفاهیم بنیادین در اندیشه قرآنی است که نقش مهمی در هدایت اخلاقی و عبادی ایفا می‌نماید. در این پژوهش، دسته‌بندی و تحلیل طرحواره‌های تصویریِ معیت الهی با رویکردی معناشناختی انجام پذیرفته‌است. رویکرد تحقیق مبتنی بر معناشناسی شناختی است که طرحواره‌های پیش‌مفهومی و تجربه‌محور مانند مجاورت و همراهی، حرکت در مسیر، نیرو و مهارشدگی، اتحاد و چند نمونه دیگر را به‌عنوان ابزارهای اصلی خوانش معنا در منظر قرآنی بکار می‌بندد. روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه معناشناسی شناختی صورت پذیرفته ‌است. در این روش، آیات منتخب با تمرکز بر ساختارهای تصویری و نقش همنشینی واژگانی مورد بررسی قرار گرفته‌است. نتایج نشان می‌دهد که قرآن &amp;amp;laquo;معیت&amp;amp;raquo; را نه تنها به عنوان یک موقعیت ذهنی بلکه به شکل تجربه‌ای چندلایه و عینی ارائه می‌کند که با احساس حضور، آگاهی و همراهی الهی پیوند دارد. فعال شدن این طرحواره‌ها، علاوه بر تقویت فهم مفاهیم انتزاعی، اهداف اخلاقی و تربیتی آیات را نیز برای مخاطب ملموس و عینی می‌سازد و نشان می‌دهد که معیت الهی در قرآن، تجربه‌ای پویا، شناختی، عاطفی و عملی است. از منظر بلاغی نیز، بهره‌گیری قرآن از تکرار، تضاد، تصویرسازی و ساختارهای زبانی، فعال‌سازی طرحواره‌های تصویریِ معیت الهی را تقویت کرده و تجربه حضور الهی را برای مخاطب ملموس و اثرگذار می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل گفتمان قرآن کریم بر اساس الگوی هاج و کرس؛ مطالعه موردی سوره جمعه</title>
      <link>https://style.quran.ac.ir/article_254292.html</link>
      <description>سوره جمعه با موضوعات مختلف موجود در آن، مانند تسبیح الهی، بعثت پیامبر (ص)، ناگزیری مرگ و اقامه نماز جمعه، سوره‌‌ جامعی است که تمامی مؤلفه‌های مهم در این مفاهیم را با دقت هر چه تمامتر تبیین می‌کند، فلذا تحلیل انتقادی سوره، می‌تواند ساختار عقیدتی موجود در آن را هر چه روشن‌تر ‌نماید. از طرفی تحلیل گفتمان براساس الگوی هاج و کرس، یکی از راه‌های جدید بررسی کلام گفتاری و نوشتاری است که توسط دو زبان‌شناس معاصر هاج و کرس پایه‌گذاری شده است. مبنای این تحلیل بر اساس چهار مؤلفة نام‌دهی، اسم‌سازی، به ‌کارگیری جملات مجهول به جای معلوم و بالعکس و جملات کنشی و اسنادی است. این گفتار با هدف مطالعة مؤلفه‌های عقیدتی حاکم بر سوره و با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از الگوی هاج و کرس، به تحلیل گفتمان موجود در این سوره پرداخته تا جهت‌گیری کلی آن را روشن نماید. یافته‌ها حاکی از آنست که در این سوره در خصوص مؤلفة نام‌دهی، مفاهیمی مانند گمراهی مردم، ناگزیری مرگ و لقای پروردگار برجسته‌سازی می‌شود. در مؤلفة اسم-سازی، معانی‌ای مانند بعثت نبوی، عدم صداقت یهود و حقیقت وجودی آنان مفهوم‌سازی می‌شود. در مؤلفة به کارگیری جملات مجهول، نماز جمعه و اقامه آن تبیین می‌شود. در مؤلفة جملات کنشی انتقالی، مشاهدة تجارت و لهو، پراکنده شدن و رها کردن پیامبر(ص) در حال نماز مفهوم-سازی می‌شود ودر مؤلفة جملات اسنادی سببی مفاهیمی مانند عزت، حکمت و صاحب فضل عظیم بودن پروردگار تبیین می‌شود و تمامی مؤلفه-های الگوی هاج وکرس در این سوره،در راستای ایدئولوژی توحیدی حاکم بر آن است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
